تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
مر حمزه را زد ، و حمزه را بينداخت و بكشت ، و برفت ، و هندر آگاه كرد كه من حمزه را بكشتم . پس هند بيامد و حمزه را ديد كشته ، و گوش و بينى او ببريد . « 1 » و ياران پيغامبر صلّى اللَّه عليه و عليهم اجمعين بسه گروه شدند . [ گروهى كشته شدند ، و ] « 2 » گروهى روى بمدينه باز نهادند ، و گروهى از پس احد اندر تلهاى ريگ پنهان شدند . و پيغامبر عليه السّلم بر اسب نشسته و تنها آنجا ايستاده ، و هيچ خلق پيش او نبود ، و ابو بكر و عمر رضى اللَّه عنهما « 3 » خسته شده بودند . و عتبة بن ابى وقّاص برادر سعد بن ابى وقّاص « 4 » از دور پيغامبر را بديد كه تنها آنجا ايستاده بود و او را بشناخت ، و بيامد ، و سنگى بينداخت و بر دندان پيغامبر عليه السّلم زد و دندان پيشين بينداخت ؛ و يكى ديگر بينداخت و بر ميان دو ابر و پيغامبر عليه السّلم زد و بشكست ، و خون به روى « 5 » او درآمد كه - آن دست و با هو خوشيده باد « 6 » - و پيغامبر صلّى اللَّه عليه از اسب جدا شد . پس عبد اللَّه بن جدعان اللّيثى « 7 » مر پيغامبر عليه السّلم را بديد كه آن چنان از اسب دراوفتاده بود ، و بيامد و شمشيرى بر پهلو راست پيغامبر عليه السّلم زد و پيغامبر بر پهلو اوفتاد ، و لكن آن زخم گزندى نكرد و سر و روى پيغامبر بدان زخم سنگ به خون آلوده بود و آن چنان افتاده و پنداشتند كه او را بكشتند .
هامش
( 1 ) ببريد و برشته اندر كرد . ( ن . صو ) ( 2 ) ( ن ) ( 3 ) هر دو . ( ن . صو ) ( 4 ) كافر بود و . ( ن ) ( 5 ) به روى و ريش . ( ن . صو ) ( 6 ) در نسخ ديگر اين جملهء دعائى نيست . ( 7 ) نسخه‌هاى : صو . ن . پا ، مطابق است با متن ، در سيرهء ابن هشام : « عبد اللَّه بن قمئة الليثى » ، و در تفسير طبرى : ابن قميئة .
ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 278 | محمد بن جرير الطبري / حبيب يغمائى