تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
و مردمان مكّيان آن روز او را گفتند كه : اكنون پيش رو و بگو تا ايشان برگردند ، و پيش ما آيند . او در پيش لشكر رفت ، و بگفت كه : من فلان كسم كه شما همه به من وعده كرده‌ايد . اكنون بايد كه از دين محمّد برگرديد كه در محمّد و دين وى هيچ خير نيست . بايد كه بدين دين استيد و با اين لشكر ايستيد « 1 » پيش از آن كه شما را بكشند . ايشان همه او را لعنت كردند و او تشوير زده بازگشت ، و باز پيش لشكر خويش آمد . پس پيغامبر عليه السّلم زبير ، عوام را گفت : بسم اللَّه حمله « 2 » كن . و زبير حمله كرد با آن ياران خويش ، و نخستين حمله قريش روى بگردانيدند و هزيمت گرفتند . و پيغامبر عليه السّلم و مسلمانان تكبير كردند . پس ابو سفيان از پس خالد برفت و او را باز گردانيد و بجاى باز آورد . و طلحة بن عثمان « 3 » پيش على آمد و گفت : من با تو بزنم اگر تو مرا بكشى ببهشت شوى و اگر من ترا بكشم هم ببهشت شوى . و اين سخن على را بر راه فسوس مىگفت . و على بر وى حمله كرد و يك پاى او تا بن ران ازش بينداخت « 4 » و او بزينهار آمد ، و امير المؤمنين على او را زينهار داد . و پيغامبر عليه السّلم چون آن زخم چنان بديد و زينهار خواستن او ، تبسّم « 5 » كرد .
هامش
( 1 ) هيچ خير نيست باز اين دين و باز اين لشكر آييد . ( ن . پا ) ( 2 ) فرا ، زبيرين العوام گفت‌بسم اللَّه حملت . ( پا . ن ) ( 3 ) و طلحة بن عثمان . ( صو . خ . ن ) - در نسخ تاريخى : طلحة بن ابى طلحه ، و اسم ابى طلحه عبد اللَّه بن عبد العزّى بن عثمان بن عبد الدار ، است . ( طبقات الكبرى لابن سعد - جلد دوم ص 40 ) ( 4 ) على بر وى حمله كرد ، يك پاى او از ران فرا بيرون انداخت . ( ن . پا ) - از ران او بيرون انداخت . ( صو ) ( 5 ) لختى تبسم كرد . ( ن . پا )