تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١
محمّد زنده ، و هيچ كس مرا نكشت . و آن ياران هيچ يك از پس ننگرستند از بيم كافران . چنان كه گفت عزّ و جلّ :
إِذْ تُصْعِدُونَ وَ لا تَلْوُونَ عَلى أَحَدٍ وَ الرَّسُولُ يَدْعُوكُمْ فِي أُخْراكُمْ
« 1 » . پس پيغامبر مر عبّاس را ديد او را بشناخت . آواز داد و عبّاس بيامد ، او را گفت : يا عمّ بر سر اين كوه شو و آواز ده بگو يا مسلمانان هر كجا هستيد بديدار آئيد كه پيغامبر عليه السلم زنده است ، و شما را همى خواند . عبّاس بر سر آن كوه رفت و مسلمانان را آواز داد ، و مسلمانان آواز عبّاس بشنيدند و دانستند كه راست است ، و هر جا كه بودند يك يك و دو دو گرد همى آمدند . و عبّاس پيش پيغامبر عليه السّلم باز آمد . و امير المؤمنين على بن ابى طالب كرّم اللَّه وجهه بيامد و پيغامبر عليه السّلم را بر آن حال ديد مشكى پر آب كرد و بياورد و سر و روى پيغامبر عليه السّلم از آن خون همى شست تا پاك كرد . و لواى پيغامبر عليه السّلم بر پاى كرد و مقدار صد مرد پيش پيغامبر گرد آمده بودند ، و ديگران مىآمدند . و خبر بمدينه اندر افتاد كه پيغامبر را بكشتند . و جمله مردان و زنان كه در مدينه بودند همه بيرون افتادند . و فاطمه دختر پيغامبر رضى اللَّه عنها همى آمد گريان و زارى همى كرد . پس زنى بود نام او حمنه بنت عميس « 2 » و او بلشكرگاه همى رفت و چون فاطمه رضى اللَّه عنها بدان صفت ديد ، او را گفت كه : يا فاطمه تو
هامش
( 1 ) آل عمران ، 153 ( 2 ) كتابت اين نام در نسخه‌هاى خطى باختلاف و باشتباه است . از اينقرار : حميه بنت عباس ( متن ) - حميه بنت عنبس . ( صو ) - حمنه بنت عميس . ( ن ) - حميه . ( خ ) - جهنه بنت عميس . ( پا ) ، و ظاهرا مقصود حمنه بنت جحش است .
ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 281 | محمد بن جرير الطبري / حبيب يغمائى