تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣
و گفت : مر ايشان را باز آور . و عبد اللَّه بن عمر از پس ايشان برفت و چون بايشان اندر رسيد ، گفت : چرا باز گرديدى « 1 » بفرمان اين منافق ، و پيغامبر خداى را فرو گذاشتى « « 2 » » ؟ و بفرمان او بازگردى « 3 » . گروهى كه « 4 » بازگشته بودند با عبد اللَّه بن ابىّ گفتند : اگر ما دانستيمى كه حرب مىبايد كرد بازنگشتيمى . خداى عزّ و جلّ اين سخن كه بگفتند اندر قرآن ياد كرد ، چنان كه گفت عزّ و جلّ
قالُوا لَوْ نَعْلَمُ قِتالًا لَاتَّبَعْناكُمْ ، هُمْ لِلْكُفْرِ يَوْمَئِذٍ أَقْرَبُ مِنْهُمْ لِلْإِيمانِ ، يَقُولُونَ بِأَفْواهِهِمْ ما لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ ، وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما يَكْتُمُونَ
« 5 » . پس چون ايشان بازگشتند پيغامبر عليه السّلم لختى ديگر برفت و بيستاد . و آنجا دو تل ريگ بود آن را رستخيز خواندند . و آنجا سپاه عرضه كرد و جمله هفصد « 6 » مرد بشمار برآمد ، و از آن يكى سوار بود و ديگران جمله پياده بودند . پس پيغامبر عليه السّلم ازيشان هر چه كودك‌تر و خردتر بودند و سفرى نكرده بودند و مصافى نديده ايشان را باز گردانيد « 7 » ، و سمرة بن جندب و رافع بن خديج را بازگردانيده بود ، پس رافع دستورى خواست بآمدن ،
هامش
( 1 ، 2 ) گرديديد . . . فرو گذاشتيد . ( 3 ) « يعنى بفرمان پيغامبر باز گرديد . » - ( 4 ) گفت كجا همى رويد بفرمان اين منافق و مر پيغامبر خداى را فرو هليد ؟ گروهى كه . . . ( پا ) - گفت : اى مردمان كجا همى رويت بفرمان اين منافق و مر پيغامبر خداى را فرو گذاريت . ( ن ) ( 5 ) - آل عمران ، 167 . ( 6 ) هفتصد . ( 7 ) چون عبد اللَّه عمر ، و زيد بن ثابت ، و ، اسيد بن ظهير ، و البراء بن عازب ، و ، ابو سعيد الخدرى . ( پا . ن ) - و رد رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و سلّم اسامة بن زيد و عبد اللَّه بن عمر بن الخطاب و زيد بن ثابت ، احد بنى مالك بن النجار ، و البراء بن عازب ، احد بنى حارثة ، و عمرو بن حزم ، احد بنى مالك بن النجار ، و اسيد بن ظهير ، احد بنى حارثه . . . ، ( السيرة النبوية لابن هشام . جلد سوم ص 70 ) ، و ذكر نام ابو سعيد الخدرى در نسخه‌هاى خطى خطاست .