تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
در آن وقت كه او حمزه را بكشت . و پس مسلمان شد ، و پيغامبر صلّى اللَّه عليه او را نتوانستى ديدن از بهر حمزه ، و لكن او مسلمان شده بود ، و اندوه‌گن همى بود و بر خويشتن همى ترسيد كه گناهى بدان بزرگى بدست او برآمده بود كه حمزه را كشته بود . و نيز آن كراهيت پيغامبر عليه السّلم بر خويشتن همى ديد ، و پيوسته همى گريستى و زارى همى كردى و استغفار مىكردى و توبه كردى و آمرزش خواستى از حقّ جلّ و علا ، و دعا كردى و خداى عزّ و جلّ را خواندى . پس خداى عزّ و جلّ چهار آيت از بهر او بفرستاد كه در همه قرآن از آن مرجوّتر نيست . يكى آنست كه گفت :
وَ الَّذِينَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ، ذَكَرُوا اللَّهَ ، فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ ، وَ مَنْ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ ؟ وَ لَمْ يُصِرُّوا عَلى ما فَعَلُوا وَ هُمْ يَعْلَمُونَ
« 1 » . گفت : هر كى او گناهى كند زشت يا بر تن خويش ستم كند ، خداى عزّ و جلّ را ياد كند و گناه خود را آمرزش خواهد ، و كيست كه گناه آمرزد مگر خداى ؟ و آن هنگام بر گناه خويش اصرار نكنند - و اصرار آن باشد كه بر گناه بيستد و هميشه كند - گفت : جز [ اى ] آن كس كه چنين كند و باشد « 2 » آمرزش از خداى و بهشتها و باشد اندر آن جا جاودانه ، و چه نيك است مزد كاركنان .

[ ترجمه ]

140 - اگر برسيد « 3 » شما را ريش كه برسيد گروهى را ريشى هم چنان . و اين روزگارها « 4 » مىگردانيم ميان مردمان ، و داند
هامش
( 1 ) آل عمران ، 135 ، ( 2 ) كه چنين باشد و چنين كند . ( پا ) ( 3 ) ( صو . پا ) - متن : « كه برسد » ( 4 ) اگر برسيد بشما خستگى ، رسيد بدان گروه خستگى . هم چنان و اين روزهاست . ( صو ) - اگر رسيد شما را ريش و جراحت روز احد برسيد گروه بدر را جراحت و كشتن و اينست روزگارى . ( پا )