تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 256

مساهمون:

ص٢٥٦
سلطان گفت : خشم فرو خوردم و از تو درگذرانيدم ، و عفوت كردم . اين بنده گفت : و اللَّه يحبّ المحسنين . سلطان گفت : برو كه آزاد كردمت خداى را عزّ و جلّ . و در خبر آمده است كه : خداى عزّ و جلّ را پيغامبرى بود نام او حزقيل . اين پيغامبر را به نزديكى خانه كوهى بود سخت بزرگ ، و شبى بخواب ديد كه كسى او را گفتى كه برخيز و اين كوه را بگلو فرو بر . و او برخاست و گفت : كوهى بدين عظيمى كسى چون فرو برد . اين نتواند بود . و آب دست كرد و دو ركعت نماز بكرد ، و باز جاى خفت . و دوّم بار همچنين بخواب ديد ، و باز برخاست و آب دست كرد و دو ركعتى ديگر بگزارد ، و باز باز جاى خفت . و سه ديگر بار هم چنان بخواب ديد ، برخاست و گفت : اين حقيقت است كه خواب پيغامبران وحى باشد ، و آن فريشته‌اى بود كه او را بخواب همى نمود . مر آن فريشته را گفت كه : من اين كوه را چگونه فرو برم ؟ آن فريشته گفت كه : بنزديك كوه رو . و او بنزديك كوه رفت . فريشته گفت : دهان باز كن . و او دهان باز كرد ، و آن كوه آسان آسان بگلوى او فرو شدى كه هيچ رنج به دو نرسيدى . آن گه گفت كه : حكمت درين چيست ؟ فريشته گفت كه : خداى عزّ و جلّ مىفرمايد كه خشم فرو خورى چون خشم‌تان گيرد ، اگر چه خشم بعظيمى چندان اين كوه باشد ، و چون او را فرو خوردى همچنين آسان باشد كه اين كوه بدين عظيمى چنين آسان بگلوى تو فرو شد كه هيچ رنجى به تو نرسيد . امّا اين آيت كه خداى عزّ و جلّ گفت :
وَ الَّذِينَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ . . .
تا آن جا كه ، خالدين فيها و نعم اجر العاملين . گروهى از علما گويند كه : اين آيت اندر شان وحشى فرو آمده است .