تفسير اين آيه كه ايزد تعالى ياد كرد
امّا اين آيت كه خداى عزّ و جلّ گفت :
وَ سارِعُوا إِلى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ ، أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ
« 1 » . گفت : بشتابيد يا بندگان من سوى آمرزش و سوى بهشتى كه پهناى آن چند هفت آسمان و هفت زمين است و وعده كردهام آن بهشت پرهيزكاران را .
و اين آيت اندرشان ياران پيغامبر عليه السّلم فرو آمده بود و اندر حديث كارزار كردن بدر و احد ، و هر كى اندر غزاى بدر با پيغامبر عليه السّلم بود خداى تعالى او را بيامرزيد ، و پيغامبر او را مژدگانى داد ببهشت و گواهى داد كه او از اهل بهشت است .
امّا اين آيت كه گفت :
الَّذِينَ يُنْفِقُونَ فِي السَّرَّاءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ الْكاظِمِينَ الْغَيْظَ وَ الْعافِينَ عَنِ النَّاسِ ، وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ .
« 2 » گفت : آن كسها كه مال و نعمت هزينه كنند اندر فراخى و تنگى ، و آن كسها كه چون خشم برايدشان فرو خورند كه مراد ايشان نباشد ، و از مردمان اندر گذارند ، و نيكى كنند ، خداى عزّ و جلّ دوست دارد نيكوكاران را .
حكايت كنند كه وقتى پادشاهى بود و سلطان وقت و روزگار بود . و روزى آن سلطان نشسته بود و طعام مىخورد . و بندهاى داشت طبّاخ ، و آن بنده كاسهاى طعام داشت و پيش سلطان مىآورد . و چون بنزديك سلطان رسيد خطا كرد و كاسه از دست وى بيفتاد ، و بر سر و جامهء سلطان آمد ، و همه سر و ريش و جامهء سلطان بدان خوردنى آلوده گشت ، و سلطان خشم گرفت ، و خواست كه آن غلام را بزند . آن بنده بيستاد و گفت خداى عزّ و جلّ مىفرمايد كه :
وَ الْكاظِمِينَ الْغَيْظَ وَ الْعافِينَ عَنِ النَّاسِ .
آن
هامش
( 1 ) آل عمران ، 133
( 2 ) آل عمران ، 134