اين جهان و از شما آنك خواهد آن جهان « 1 » ، پس بگرداند شما را از ايشان تا بيازمايد شما را ، كه اندر گذاشت از شما ، و خداى خداوند « 2 » فضل است بر مؤمنان *
153 - چون برشديد بر كوه و نه وانيستيديد بر كسى « 3 » ، و پيغامبر مىخواند شما را اندر پس شما ، تا [ پاداش داد ] شما را اندوهى بر اندوهى « 4 » تا نه تيمار داريد بر آنچه بشد از شما و نه آنچه برسيد شما را ، و خداى داناست بدانچه مىكنيد *
154 - پس بفرستاد بر شما از پس اندوه ايمنى خوابى مىپوشاند گروهى از شما ، و گروهى كه انديشه كردند بتنهاى ايشان انديشه كنند بخداى بناحق انديشهء نادانان « 5 » ، گويند : هست ما را از كار هيچ چيزى ؟
بگو : كه كار همه خداى راست ، پنهان مىكنند اندر تنهاى ايشان آنچه نه آشكارا كنند ترا ، گويند : اگر بودى ما را از كار چيزى نه كشتندى ما را اين جا . بگوى : اگر بوديد اندر خانهاى شما بيرون آمدند آن كسها كه واجب كرد بر ايشان كارزار سوى بسترهاى ايشان ، و بيازمايد خداى آنچه اندر دلهاى شماست ، و بخشايد « 6 » آنچه اندر دلهاى شماست ، و
هامش
( 1 ) از شما كس است كه خواهد اين جهان و از شما كس است كه خواهد آن جهان .
( پا ) - از شما كس بود كه همى خواست اينجهان ، و از شما كس بود كه همى خواست آن جهان . ( صو )
( 2 ) متن : از شما خداى كه خداوند .
( 3 ) كهمى برشديد بر كوه و نه باز پس آمديد هيچ كس . ( پا ) - آن گه كه همى بكوه بررفتيد و روى سپس نمىكرديد بر كسى . ( صو ) - . . . و باز ننگرستيد . ( خ )
( 4 ) . . . اندر پس پشت شما ، پاداش داد شما را غمى از پس غمى ، غم قتل پيغامبر از پس كارزار . ( پا ) - پاداش داد شما را اندوهى باندوهى . ( صو ) - تا بفزود شما را اندوهى باندوهى . ( خ ) - در متن : « بجاى پاداش داد » ، « بداند »
( 5 ) نادانى . ( صو . پا )
( 6 ) و تا پاكيزه كند . ( خ . پا ) - و تا پاك كند . ( صو ) رجوع شود بآيهء 141