إِنِّي أَعُوذُ بِالرَّحْمنِ مِنْكَ إِنْ كُنْتَ تَقِيًّا
« 1 » . پس جبريل بدانست كه مريم بترسيده است . گفت :
إِنَّما أَنَا رَسُولُ رَبِّكِ لِأَهَبَ لَكِ غُلاماً زَكِيًّا
« 2 » . يعنى طاهرا من نجاسة النطفة . گفت : منم رسول خداى تو ، تا بدهم ترا فرزندى پاك ، يعنى پاك از نطفهء پليدى « 3 » .
و چون مريم بدانست كه او نه آدميست دلش بياراميد ، و با جبريل مناظره كرد . گفت : چگونه باشد مرا فرزندى و هرگز هيچ مردى نزديك من نگرديده و مرا نديده ؟ « 4 » جبريل گفت : خداى عزّ و جلّ چنين گفت كه بر من آسانست آفريدن اين عيسى را . و عيسى را در شكم مريم بيافريد از باد پاك ، بىنطفهء پليد . و گفت : من بكنم او را رحمتى از ما و آيتى مردمان را ، و اين كاريست رانده و در لوح محفوظ نوشته . اكنون خداى عزّ و جلّ او را بخواهد آفريدن بىپدر ، و او را آيتى خواهد كرد بر جهانيان و نام او عيسى باشد و مسيح باشد . چنان كه خداى عزّ و جلّ گفت :
إِنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِنْهُ اسْمُهُ الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ وَجِيهاً فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ
« 5 » . گفت : خداى عزّ و جلّ ترا بشارت دهد بسخن و گفتار او اندر گهواره . و از بهر آن خداى عزّ و جلّ او را مسيح نام كرد كه هر كجا دست بر نهادى هر درد و رنج و بلا كه بودى حالى شفا يافتندى ، و درست گشتندى بقدرت حق تعالى . و گفت كه : اين مسيح به آب روى باشد اندرين جهان . پس خداى تعالى گفت :
وَ يُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَ كَهْلًا
« 6 » .
پس چون مريم اين سخنها بشنيد ، دانست كه اين سخن آدمى است .
هامش
( 1 ) مريم ، 18
( 2 ) مريم ، 19 .
( 3 ) يعنى پاكيزه از پليدى نطفهء و ز باد پاك . ( صو . پا )
( 4 ) چگونه باشد مرا فرزند و نه هيچ مرد مرا بساويده باشد و نه من بلايه بودهام . ( پا )
( 5 ) آل عمران ، 45
( 6 ) آل عمران ، 46