به صورت آدمى .
و مريم تا سيزده ساله نشد حايض نشد . پس چون دو بار حايض شد ، و سهام بار حايض شد و پاك شد ، پس جبريل عليه السّلم به صورت آدمى پيش او آمد ، و به دو اندر دميد تا با عيسى بار گرفت .
و عمران پدر مريم بود ، و مريم در دست زكريّا بود ، و او را مىپرورد و در آن حجره كه مريم در آن جا بود هيچ خلق در آنجا نرفتى مگر زكريّا .
و عمران را برادرى بود نام او يعقوب « 1 » و پسرى داشت نام او يوسف ، و اين يوسف را محرّر گردانيده بود . و چون اين يوسف بزرگ شد او را درودگرى بياموخت ، و در مسجد بيت المقدس درودگرى كردى . و زكريّا هيچ خلق را پيش مريم رها نكردى مگر اين يوسف ، وقت وقتى كه او را كارى بودى و نتوانستى رفتن يوسف را بفرستادى كه نانى و آبى و چيزى كه پيش مريم بايستى برد يوسف ببردى .
پس آن وقت كه مريم دو بار از حيض پاك شده بود ، سه ديگر بار يوسف آب ببرد از بهر مريم تا سر بشورد و غسل بكند . و آب آنجا بنهاد و بيرون آمد . و مريم در حجره محكم ببست و حجاب ببست تا سر بشورد و چون از سر شستن فارغ شده بود ، نگاه كرد مردى را ديد پيش او ايستاده و خداى عزّ و جلّ جبريل را به صورت مردى فرستاده بود . و جبريل عليه السّلم برفت و بدان حجاب اندر شد ، و پيش مريم بيستاد ، و بر صورة يوسف خويشتن را بمريم نمود از بهر آن كه مريم هرگز هيچ مرد را نديده بود بجز زكريّا و يوسف ، و مريم پنداشت كه آن يوسف است كه پيش او ايستاده است ، و از وى بترسيد و او را گفت :
هامش
( 1 ) يعقوب بن مايان . ( صو . پا ) ماتان . ( خ ) - كشف الاسرار ( جلد دوم ص 98 ) : ماثان .