غزا [ ى ] بدر « 1 » .
غزا [ ى ] بدر اول
و اين غزا [ ى ] بدر اوّل آن بود كه مردى بيامد از مكّه با جماعتى مردمان ، نام آن مرد كربز بن عامر الفهرى « 2 » بود . و تا حدّ مدينه بيامد و همه چهارپايان مدينه براند ، و اين چهارپايان بسه روزه راه بودند از مدينه .
و پيغامبر عليه السّلم ، پس آن سه روز خبر يافت ، و هم آن ساعت برفت با جماعتى تا چاه بدر ، و ايشان را اندر [ نيافت . و لواء پيغامبر عليه السّلم بدين غزو بدست علىّ بن ابى طالب رضى اللَّه عنه بود . و زيد بن حارثه را بر مدينه خليفه كرده بود . و پيغامبر عليه السّلم تا چاه بدر رفته بود ، و ايشان را اندر نيافت ، روز سديگر بازگشت و باز مدينه آمد . ] « 3 » و اين بدر جائيست « 4 » اندر بيابان ، كه چاهها است اندر آنجا . و مردى بود كه او را بدر خواندندى . و اين چاهها در آن بيابان آن بدر كنده بود ،
هامش
( 1 ) و اين قصهء عيسى تمام گفته آمدهاست هم بدين مجلد اندر ، و لكن از بهر آنك چند نكتهاى نيكو يافتم ديگر باره ياد كرده آمد و اكنون آغاز كنيم غزوهء احد بتمامى . ان شاء اللَّه تعالى ( پا ) . و درين نسخه ( يعنى نسخهء پاريس ) پس ازين ، غزوهء احد كتابت شده و بعد غزوهء بدر بر خلاف ترتيب نسخهء متن و نسخ ديگر .
( 2 ) نسخ : ( پا . صو . ن ) نيز با متن مطابق است . متون تاريخى : كربز بن جابر الفهرى .
( 3 ) عبارت ميان [ ] از نسخهء « صو » نقل شده كه مطابق است با سه نسخهء ديگر ( خ . ن .
پا ) ، و مطلب آن مطابق است با متون تاريخى . ( تاريخ طبرى ، جلد دوم ص 123 ) ، امّا در نسخهء كتابخانهء سلطنتى باشتباه چنين كتابت شده : « . . . تا چاه بدر و ايشان را اندر يافت . و لوا [ ء ] پيغامبر عليه السلم بدين غزو بدست على بن ابى طالب رضى اللَّه عنه بود و زيد بن حارثه را بر مدينه خليفه كرده بود . و پيغامبر عليه السلم تا چاه بدر برفت و ايشان را دريافت و آن چهار پايان را جمله باز گردانيد ، و از آن جماعت بسيارى بكشتند و بعضى بجستند ، و خبر باز مكه بردند . و پيغامبر عليه السلم بازگشت و باز مدينه آمد . . . »
( 4 ) چاهى است . ( صو . پا )