به آسمان برد ، و ديدار او بر ايشوع « 1 » او كند كه مهتر جهودان بود ، و او را بگرفتند و بردار كردند ، پنداشتند كه عيسى است ، و عيسى خود به آسمان برده بودند . و اين حواريان دين عيسى بر پاى مىداشتند ، و هنوز از نسل ايشان هم چنان بر پاى مىدارند تا روز رستخيز .
و اين قصه مسخ گشتن بنى اسرائيل ، و حواريان ، و با آسمان بردن عيسى عليه السّلم ، و آمدن طعام از آسمان ، دراز است و همه گفته آيد بجايگاه خويش بشرح .
بازگشتيم به قرآن .
[ ترجمه ]
61 - هر كه حجّت كند با تو اندران از پس آنچه آمد به تو از دانش بگو : بيائيد تا بخوانيم فرزندان ما را و فرزندان شما را ، و زنان ما را و زنان شما را ، و تنهاى ما را و تنهاى شما را ، پس دعا كنيم « 2 » تا كنيم نفرين خداى بر دروغ زنان *
62 - كه اينست آن قصهها « 3 » راست ؛ و نيست هيچ خداى مگر خداى عزّ و جلّ ، كه خداى اوست بىهمتا و با حكمت *
63 - اگر برگردند كه خداى داناست بگناهكاران *
قصهء اهل نجران
و قصّه اين اهل نجران چنان بود كه اين اهل نجران دين جهودى داشتند در اوّل . پس از آن از حواريان عيسى عليه السّلم يكى بقبيلهء ايشان
هامش
( 1 ) تاريخ طبرى ، جلد اول ، ص 345 - متن : « بختشوع »
( 2 ) باز لعنت كنيم و زارى كنيم . ( صو ) - تضرع كنيم . ( پا )
( 3 ) قصههاى . ( خ ) - داستانها . ( پا ) - قصه كردنى يا خبر دادنى . ( صو ) ، و اين ترجمهء اخير به صحت نزديك است .