تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
و بعد از آن بجز از سام چندين خلق ديگر خداى تعالى بدعاى عيسى عليه السّلم زنده گردانيد . و پس مردمان گفتند كه : عيسى اين كارها بجادوى مىكند و قصد آن كردند كه او را هلاك كنند ، و عيسى از آن كار و فعل ايشان آگاه شد ، و برخاست و از شهر بيرون شد ، و از اين جماعت بگريخت . و چون از شهر بيرون شده بود بر كنار جوى آب جماعتى گازران را ديد كه جامه مىشستند و گازران را بتازى حوارى گويند [ لانّه يحوّر الثّياب اى يبيّضه ] « 1 » از بهران كه حور سپيد كردن باشد ، و ايشان جامه سپيد كنند از بهر آن حوارى خوانند . پس عيسى ايشان را گفت : من سوى خداى عزّ و جلّ خواهم شد از شما هيچ كس هست كه رغبت كند و با من بيايد . پس آن حواريان دوازده تن با او برفتند . چنان كه گفت عزّ و جلّ در سورة الصّف :
كَما قالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ لِلْحَوارِيِّينَ مَنْ أَنْصارِي إِلَى اللَّهِ ؟ قالَ الْحَوارِيُّونَ نَحْنُ أَنْصارُ اللَّهِ
. « 2 » پس عيسى برفت و آن دوازده مرد حوارى با او برفتند و با ايشان بسيار خلق گرد آمدند از بنى اسرائيل و طعام خواستند از عيسى ، و عيسى از خداى عزّ و جلّ طعام خواست از بهر ايشان ، و خداى تعالى دعاى عيسى اجابت كرد و ايشان را طعام فرستاد . پس ايشان هم گفتند كه : عيسى اين كارها بجادوى مىكند . و اين گروه كه اين سخن مىگفتند خداى عزّ و جلّ ايشان را مسخ گردانيد . و عيسى ببيت المقدّس باز آمد ، و خلق بطلب او درايستادند كه او را بكشند و هلاك گردانند . و پس او را بگرفتند و بياوردند و دارى بزدند ، كه او را بردار كنند . و عيسى ازيشان ناپديد گشت ، و حق تعالى او را
هامش
( 1 ) در همه نسخ . ( 2 ) الصف ، 14