خمها نهاد « 1 » و از بركات دست عيسى عليه السّلم آن خمها جمله پر از شراب گشت . و دهقان باز در شراب خانه شد و خمها پر از شراب ديد و سخت شادمانه و خرّم گشت ، و بسى پذيرفتاريها از بهر عيسى كرد و هيچ قبول نكرد .
و مريم و عيسى هر دو آنجا همى بودند ، تا چند گاهى برآمد . و آن ملك هيردوس را در بيت المقدس بكشتند ، و آن حالها ديگرگون گشت . و عيسى چون بشنيد كه ملك هيردوس را بكشتند ، برخاست ، خود و مادر هر دو باز بيت المقدّس رفتند . و مر ايشان را گفت : من عيسى بن مريمام ، پيغامبر خداى عزّ و جلّ . ايشان گفتند : بچه علامت و نشان تو پيغامبرى ؟
نشانى و حجّتى بنماى تا ما نيز بينيم . عيسى گفت : نشان و حجّت من آنست كه من مرغى از گل بكنم و اندرو دمم ، و آن مرغ بقدرت حق تعالى زنده گردد و بپرد [ و كورى ببرم ، و پيسى ببرم ، و نيز مرده زنده كنم ] « 2 » و بگويم كه شما دوش در خانه چه خورديد و چه باقى در خانها مانده است .
چنان كه گفت عزّ و جلّ :
وَ رَسُولًا إِلى بَنِي إِسْرائِيلَ أَنِّي قَدْ جِئْتُكُمْ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ
« 3 » . . . تا آخر آيت .
پس چون اين همه چيزها بگفت ايشان مرده زنده كردن را اختيار كردند . گفتند : ما را بنماى كه مرده را چگونه زنده كنى تا ما بنگريم و پس بدانيم كه تو پيغامبر خدايى . عيسى گفت : كرا خواهيد تا دعا كنم و او زنده گردد ؟ ايشان انديشه كردند و هيچ خلق را نيافتند كه مرده بود ديرينهتر از سام بن نوح . گفتند : سام بن نوح را زنده گردان كه او قديمتر است تا بمرده است . عيسى گفت : مرا بر گور او برى « 4 » تا من دعا كنم و
هامش
( 1 ) خنبها بر نهاد . ( پا . خ )
( 2 ) ( پا . ن )
( 3 ) آل عمران ، 49
( 4 ) بريد .