تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
چون در شهر روى مىبايد كه چندان خلق بكشى كه خون ايشان بدين جوى پيش من آيد . و آن خليفت برفت و از شهر تا لشكرگاه جوى بكند و آن شهر بستد ، و در شهر شد ، و چندان خلق از مرد و زن و كودك بكشت كه در حدّ نيايد . و آن ملك هيردوس را و آن دختر برادرش را هر دو بكشت ، و خون ايشان بياورد و بران خون يحيى ريخت ، و پس خون يحيى از جوش باز ايستاد و بياراميد . و هم چنان خلقان را مىكشت تا در آن جوى خون برود ، و چندان كه خلق را مىكشت خون بلشكرگاه نمىرسيد . پس مردمان آنچه مانده بودند پيش اين خليفت آمدند ، و شفاعت كردند ، و گفتند كه : اكنون ازين چهارپايان چندى بكش و خون درين جوى كن ، تا مگر خون بلشكرگاه رسد ، و مردمان را از كشتن كمتر كن « 1 » . پس برفتند و چندان كه مىيافتند از چهارپايان گاو و خر و اسب و استر و اشتر هر چه يافتند مىآوردند و در آن جوى مىكشتند تا آخر خون بلشكرگاه رسيد . و چون بلشكرگاه رسيد ، پس آن ملك دست از خلق كشتن كوتاه كرد ، و بازگشت ، و مقدار يك فرسنگ زمين همه گل سرخ گشت چون خون ، از آن جويها ، و آن گل از آن‌جا بجهان درهمى بردند ، و هنوز همى برند . و السّلم . بازگشتيم به قرآن .

[ ترجمه ]

42 - و چون گفت فريشته : يا مريم كه خداى برگزيد ترا و پاكيزه كرد ترا و برگزيد ترا بر زنان جهانيان * 43 - يا مريم فرمان بردار باش خداوند ترا و سجده كن و ركوع كن
هامش
( 1 ) عبارت متن مشوش است .