برنشسته و يك پاى او بر كنارهء آسمان بود و ديگر پاى بدان كنارهء آسمان ، و اندر ميان دو پاى او همه آب ديد .
پس پيغامبر عليه السّلم جبريل را پرسيد كه : اين كدام فريشته است ؟
جبرئيل گفت : يا رسول اللَّه اين عزرايل است ، ملك الموت . پس جبريل ، عزرايل را آگاه كرد ، گفت : اين رسول خداى است ، محمّد مصطفى ، رسول آخر زمان ، خاتم انبيا . پس عزرايل او را لطف كرد ، و نزديك خويش بنشاند ، و ببسيارى نيكويها از خداى عزّ و جلّ او را وعده كرد . پس پيغامبر عليه السّلم او را پرسيد ، گفت كه : يا عزرايل تو بدين جايگاه در آسمان چهارم نشستهاى ، در دنيا جان خلقان چگونه بستانى ؟ عزرائيل گفت كه :
اين كه در دست منست لوح محفوظ است ، و هر چه اندر جهان جانورست نام او بدين لوح اندر نوشته است ، و من پيوسته بدين لوح اندر مىنگرم و اين آب كه اندر ميان پايهاى منست اين جهان است . و فريشتگان رحمت و فريشتگان عذاب فرمان بردار مناند ، و حق تعالى ايشان را فرمانبردار من كرده است ، و ايشان در من نگاه مىكنند . چو بينند كه من بنهيب ببندهاى از بندگان خداى عزّ و جلّ اندر نگرم ، ايشان سبك بتعجيل نزد آن بنده روند . اگر آن بنده نيكبخت باشد فريشتگان رحمت بروند و نيكوئيها با ايشان ، و من نام آن بنده ازين لوح ببرم ، و ايشان جان ازو جدا كنند ، و با على عليّين برند بروضهاى از روضهاى بهشت ، و آنجا باشد تا روز قيامت . و اگر آن بنده بدبخت باشد فريشتگان عذاب بروند و جان او بستانند و بسجيّن برند ، بكندهاى از كندهاى دوزخ تا روز قيامت .
حديث الديك الأبيض
پيغامبر ما صلّى اللَّه عليه و سلّم چنين گويد كه : در آسمان چهارم مرغى را