كردن مر پيغامبر را عليه السّلم در آموخت و همه ارواح پيغامبران عليهم الصّلاة و السّلم حاضر شده بودند ، و گرد آمده . پس پيغامبر عليه السّلم مر آدم را عليه السّلم گفت كه : برخيز و امامت كن و در پيش رو تا نماز كنيم .
پس آدم مر پيغامبر را گفت عليه السّلم كه : فرمان از حقّ جلّ و علا به تو آمده است ، امامت ترا بايد كرد . پس پيغامبر برخاست و در پيش رفت و ارواح پيغامبران صلوات اللَّه عليهم اجمعين جمله از پس او نماز كردند « 1 » .
حديث بانگ نماز و قامت « 2 »
امّا حديث اين بانگ نماز و قامت ، اختلاف كردهاند بر نزول اين .
گروهى گفتهاند كه اين حديث بانگ نماز و قامت چنان بود كه اوّل اسلام بدين گونه نبود كه امروز است ، و جماعت همچنين بود ، و چون وقت نماز درآمدى بلال بر سر بالاى بلند « 3 » رفتى و گفتى ، الصّلاة جامعة ، و مردمان « 4 » گرد آمدندى ، و نماز كردندى . پس شب معراج كه جبريل عليه السّلم پيغامبر صلّى اللَّه عليه و سلّم را به آسمان برد « 5 » و آنجا رسيد و آن هيبتهاى ايزدى ، و آن نيكويهاى خداى عزّ و جلّ ، و آن قربتها بديد ؛ و بهشت و دوزخ بديد چنان كه ياد كرديم ، و چون بازگشت و به آسمان چهارم رسيد جبريل عليه السّلم بانگ نماز و قامت بدين گونه كه امروز همى گويند مر پيغامبر عليه السّلم را اندر آموخت « 6 » .
و گروهى گويند كه بدان وقت كه بلال در اوقات نماز گفتى الصّلاة جامعة ، يكى بود از ياران پيغامبر عليه السّلم او را عبد اللَّه بن زيد
هامش
( 1 ) نماز گزاردند . ( صو )
( 2 ) اقامت . ( پا )
( 3 ) برافرازى . ( پا )
( 4 ) بليل برافرازى رفتى ، گفتى الصلاة ، جماعت مردمان . ( خ )
( 5 ) و بقاب قوسين برد . ( خ )
( 6 ) تا بانگ نماز و قامت كرد و پيش نمازى كرد و چون به زمين آمد مر بلال را اندر آموخت . ( پا )