تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
و خداى عزّ و جلّ عزير را زنده گردانيد ، و چشم باز كرد ، و آن همه دهها آبادان و پر خلق ديد . و خر خويش را ديد كه هيچ بر هم نمانده بود ، و جمله استخانها و گوشت و پوست او ريزيده . حقّ تعالى بادى بفرستاد و استخانهاى خر جمله بهم آورد ، و با يكديگر شد ، و گوشت و پوست بر آن مىنشست تا خر نيز زنده گشت ، بعد از صد سال كه هيچ اثر نمانده بود . و حقّ تعالى بقدرت خويش عزير را و خر را هر دو زنده گردانيد ، و طعام و شراب او هم چنان گشت كه بود . پس آوازى به گوش عزير رسيد كه : چند سالست تا تو اين جا خفته‌اى ؟ گفت كه : روزى باشد يا زمانى از روزى . جواب آمد كه : صد سال است تا تو و خر تو هر دو مرده‌ايد . اندر نگر بدان طعام و شراب كه نهاده بودى تا هيچ از آن بگشتست ، و بزيان شده است يا نه ؟ كه هم برقرار خويش است - چون درنگرست آن طعام و شراب هم برقرار خويش بود و هيچ بنگشته بود از صد سال باز - و اندر نگر بدان خر تو و اندر آن استخوانهاى او كه چگونه بهم مىآوريم ، و گوشت و پوست بر آن مىنشانيم ، و زنده مىگردانيم . و كرديم ترا حجّتى مردمان را اندرين . چنان كه گفت عزّ و جلّ :
أَوْ كَالَّذِي مَرَّ عَلى قَرْيَةٍ وَ هِيَ خاوِيَةٌ عَلى عُرُوشِها . قالَ : أَنَّى يُحْيِي هذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِها ؟ فَأَماتَهُ اللَّهُ مِائَةَ عامٍ . ثُمَّ بَعَثَهُ . قالَ : كَمْ لَبِثْتَ ؟ قالَ : لَبِثْتُ يَوْماً أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ . قالَ : بَلْ لَبِثْتَ مِائَةَ عامٍ ، فَانْظُرْ إِلى طَعامِكَ وَ شَرابِكَ لَمْ يَتَسَنَّهْ ، وَ انْظُرْ إِلى حِمارِكَ . وَ لِنَجْعَلَكَ آيَةً لِلنَّاسِ . وَ انْظُرْ إِلَى الْعِظامِ كَيْفَ نُنْشِزُها ثُمَّ نَكْسُوها لَحْماً
« 1 » . پس چون عزير را پديدار آمد كه خداى عزّ و جلّ بر هر چه خواهد
هامش
( 1 ) البقره ، 259
ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 166 | محمد بن جرير الطبري / حبيب يغمائى