تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦

حديث جالوت با داود

پس داود در راه افتاد و برفت و هم بدان صفت و جامه كه پوشيده بود پيش جالوت رفت . و در پيش سپاه طالوت ايستاده بود و مىرفت ، و سپاه از دنبالهء او مىرفتند . و جالوت « 1 » صد و پنجاه هزار سپاه داشت جمله خود و اسبان پوشيده و سلاحى تمام ، جمله حرب را ساخته . و چون جالوت [ را ] چشم بر سپاه طالوت اوفتاد آن سپاه بر چشم او حقير آمد . و كس فرستاد پيش طالوت ، و گفت كه : مرا عيب آيد كه بدين سپاهى بدين حقيرى حرب كنم ، اگر تو با من حرب خواهى كرد از ميان سپاه بيرون آى تا ما هر دو حرب كنيم . طالوت مر داود را بفرستاد و گفت : من او را ببدل خود فرستادم تا با تو حرب كند . و داود را با رسول جالوت بفرستاد . و اين رسول بازگشت ، و مر جالوت را گفت كه : اينك شبانى ديوانه‌اى را ببدل خود فرستاده است ، و اين شبان مىگويد كه من با جالوت حرب خواهم كرد ببدل طالوت . پس داود برسيد و او را پيش جالوت بردند ، و او را پرسيد كه : تو با من حرب خواهى كردن ؟ گفت : بلى ، من با تو حرب كنم . گفت : بچه سلاح حرب خواهى كرد ؟ داود آن كلاسنگ از ميان بگشاد ، و گفت كه : من با اين سلاح حرب خواهم كرد ، و با اين سلاح دمار از تو و از سپاه تو برآورم . جالوت گفت : كه ندبى باز نماى تا خود چه خواهى كرد ، تا ما اين سلاح تو ببينيم « 2 » . داود گفت كه : من از ميان سپاه بيرون روم و آن گه ندب سلاح خويش بنمايم . جالوت گفت كه : روا باشد ، برو
هامش
( 1 ) متن : طالوت ، و اشتباه كاتب است . ( 2 ) جالوت گفت بيار و اين حرب بكن تا ببينيم . ( ن )
ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 156 | محمد بن جرير الطبري / حبيب يغمائى