207 - و از مردمان آنكه خرد تن او را « 1 » جستن خشنودى خداى ، و خداى مهربانست ببندگان *
208 - اى آن كسها كه بگرويديد اندر شويد اندر مسلمانى همه « 2 » ، و مه پسر وى كنيد پيهاى ديو را . كه اوست شما را دشمن هويدا *
209 - اگر برگرديد از پس آنچه آمد شما را پيدايى [ ها ] « 3 » بدانيد كه خداى بىهمتاست و با حكمت *
210 - هست مىنگريد مگر كه بيايد بر ايشان خداى اندر تاريكيها از ميغ « 4 » و فريشتگان ؟ و بگزارند « 5 » فرمان ، و سوى خدايست بازگشت كارها *
211 - بپرس فرزندان يعقوب را كه چند « 6 » كه بداديمشان از آيتى هويدا . و هر كه بدل كند نعمة خداى از پس آنچه آمد به دو كه خداى سخت عقوبت است *
212 - بياراست آن كسها [ را ] « 7 » كه كافر شدند زندگانى اين جهان ، و مىفسوس كنند از آن كسها كه بگرويدند ، و آن كسها كه بپرهيزيدند از بالاى ايشان روز قيامت ، و خداى روزى دهد آن را كه خواهد بىشمار *
213 - بودند مردمان گروهى يگانه بفرستاد خداى پيغامبران مژده دهنده و بيم كننده « 8 » ، و بفرستاد بديشان كتاب بر است « 9 » تا حكم كند ميان مردمان اندر آنچه اختلاف كردند اندر آن ، و نه اختلاف كردند
هامش
( 1 ) كسى است كه بخرد تن خويش را . ( پا )
( 2 ) اندر صلح هميشه . ( پا ) - اندر براستى يعنى مسلمانى . ( صو )
( 3 ) ( صو )
( 4 ) اندرسايها . ( صو ) - اندر پارهاى از ابر . ( پا )
( 5 ) و گزارده شود . ( صو )
( 6 ) چندا . ( پا )
( 7 ) آراسته شد مر ايشان را . ( صو )
( 8 ) پيغامبران را مژده دهندگان و بيم كنندگان . ( صو . پا )
( 9 ) براستى . ( صو ) - به حق . ( پا )