100 - يا چون عهد گيرند پيمانى بيندازد آن را گروهى از ايشان ، نه كه بيشتر ايشان نه گروند *
101 - و چون آمدشان پيغامبرى از نزديك خداى ، راست دارنده آن را كه با ايشان است ، بينداخت گروهى از ان كسها كه بدادندشان كتاب كتاب خداى از پس پشت ايشان ، چنان كه ايشان نهدانند *
102 - و متابعت كردند آنچه مىخوانند ديوان بر پادشاهى سليمان ، و نه كافر شد سليمان و لكن ديوان كافر شدند ، مىآموزند مردمان را جادوى و آنچه بفرستاد بران دو فريشته ببابل : هاروت و ماروت . و نه آموزند هيچ كسى را تا گويند كه : نه ما فتنه كنيم « 1 » ، مه كافر شو . بياموزند از ايشان آنچه جدا كنند بدان ميان مرد و زن او . و نه آمد [ ند ] ايشان گزند كاران بدان هيچ كسى را مگر بفرمان خداى . و مىآموزند آنچه زيان كندشان و نه سود كندشان . كه دانستند آن كى بخرند آن را نيست او را اندر آن جهان هيچ بهره ، « 2 » و بدست آنچه خريدند بدان تنهاشان اگر بودند دانند *
103 - اگر ايشان بگرويدندى و بپرهيزيدندى پاداش آن از نزديك خداى بهتر ، اگر بودند دانند *
قصهء هاروت و ماروت
امّا اين آية كه خداى گفت عزّ و جلّ :
وَ ما أُنْزِلَ عَلَى الْمَلَكَيْنِ بِبابِلَ هارُوتَ وَ مارُوتَ
« 3 » . اين را د [ و ] گونه تفسير كردهاند . گروهى چنين خوانند كه : و ما انزل على الملكين ، لام را بسر خوانند « 4 » . و گروهى چنين خوانند :
هامش
( 1 ) و نياموزند اين دو فريشته هيچ كس را تا گويند آن دو فرشته كه ما آزمودگانيم .
( صو ) - فتنهء خلقيم و آزمودن ايشان . ( پا )
( 2 ) هيچ نياوهى ( ؟ ) نيكو . ( پا ) ترجمهء : خلاق
( 3 ) البقرة ، 102
( 4 ) بنصب اللام ( پا . صو )