و از پس يوشع پيغامبر بنى اسرائيل طالوت بن يوفنا « 1 » بود . و ازين بنى اسرائيل بدان شهر جبّاران خلقى هلاك شدند ، از بهر آن كه اين قصّه بگردانيدند . و اين قصّه بجايگاه خويش گفته آيد .
گروهى گويند آن حرب جبّاران موسى و هارون كردند . و اين درست نيست . درست آنست كه موسى و هارون بتيه از دنيا بيرون شدند . پس از آن [ خداى عزّ و جلّ ] « 2 » يوشع بن نون را به پيغامبرى ايشان فرستاد و حرب جبّاران او كرد ، چنان كه گفته آمد « 3 » . و السّلام « 4 » .
[ ترجمه ]
96 - يا بى ايشان را حريصترين مردمان بر زندگانى . و از ان كسها كه هنباز گرفتند خواهد يكى « 5 » ازيشان كه بزيد هزار سال . و نيست آن زندگانى دور كننده او را از عذاب كه يزيد ، و خداى بيناست بدانچه مىكنند *
97 - بگوى : آن كى باشد دشمن جبريل را كه او فرو آورد بر دل تو بفرمان خداى راست دارنده آن را [ كه ] پيش آنست و راه راست « 6 » و مژدگانى گرويدگان را *
98 - آن كى باشد دشمن خداى را و فريشتگان او را و پيغامبران او را و جبريل را و ميكايل را ، كه خداى دشمن است كافران را *
99 - كه بفرستاديم سوى تو آيتهاى پيدا ، و نه كافر شوند بدان مگر تباهكاران *
هامش
( 1 ) يوقيا . ( پا )
( 2 ) ( پا . صو )
( 3 ) و اين قصه نيز بتمامى گفته آيد بجايگاه خويش و اينجا اين مقدار گفته آمد و بسنده است تا آيت فرو نشود . ( پا )
( 4 ) و بازگشتيم به قرآن . ( پا )
( 5 ) هر يكى . ( صو )
( 6 ) كه پيش از وى بوده است يعنى توريت . ( صو )