تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
ما هر سه فرمان تو كرديم ، اكنون تو نيز فرمان ما كن . آن زن گفت كه : نام مهين خداى عزّ و جلّ كه بدان نام مى به زمين آئيد و باز باسمان رويد ، به من آموزى « 1 » تا من فرمان شما كنم . ايشان نام مهين خداى عزّ و جلّ كه بدان نام به زمين مىآمدند و باز باسمان مىرفتند . او را درآموختند . و چون آن نام به دو آموخته بودند ؛ آن زن خداى عزّ و جلّ را بدان نام بخواند و باسمان رفت ، و كار او با خداى عزّ و جلّ اوفتاد ، و فرمان ايشان نبرد ، و گرد ايشان نگرديد . پس خداى عزّ و جلّ هاروت و ماروت را گفت كه : من شما را گفتم و فرمان نبرديد . اكنون عذاب اين جهان دوست‌تر داريد يا عذاب آن جهان ؟ ايشان عذاب اين جهان برگزيدند ، كه عذاب اين جهان بسر آيد ، و هر چه بدان جهان باشد ثواب و عقاب جاويد باشد و هيچ بسر نيايد . پس خداى عزّ و جلّ ايشان را ببابل بكوه دماوند در زير زمين بچاهى اندر عذاب همى كند ، و ايشان را نگون‌سار اندر آن چاه آويخته‌اند ، و از تشنگى زبان ايشان بدر افتاده است ، از دهان ايشان تا سر آب يك تيغ شمشير است و به آب نمىتوانند رسانيد . و تا روز قيامت كه دنيا بسر آيد ايشان بدين عذاب اندراند . و خلق هر كس كه راه داند بدان مىرود . و گويند كه كسى كه خواهد كه جادوى آموزد ، بدان سر چاه شود ، و از ايشان سخنها پرسد و گويد ، و جادوى ازيشان آموزد . و چون جادوى آموخته باشد ايمان او همچون مرغى سپيد از تن او بدر پرد ، و مرغى سياه باز آيد و در تن او شود . و جادوى بياموزند چنان كه مرد و زن را از يكديگر جدا كنند .
هامش
( 1 ) آموزيد . ( صو )