و ما بسلام يكديگر مىرويم ، بايد كه بفرمايى آدميان را تا ما را نگيرند روز شنبه . و خداى عزّ و جلّ بزبور اندر فرموده بود كه : روز شنبه روا نيست ماهى گرفتن ، بايد كه هيچ كس روز شنبه ماهى نگيرد .
پس چون داود ازين جهان بيرون شد گروهى مانده بودند از قوم داود ، و آن علماى ايشان مر ايشان را نهى همى كردند كه بروز شنبه ماهى مگيريد . و اين شهر بر كنار دريا بود ، و ماهى بىعدد بود . و روز شنبه ماهيان خويشتن را از قعر دريا بر سر آب او كندندى و بغلبه بيامدندى . و چون روز شنبه اندر گذشتى همه بقعر دريا فرو شدندى « 1 » ، و هيچ از آن قعر دريا برنيامدندى تا روز شنبهء ديگر .
پس اين مردمان حيلتها ساختند ، و مكر كردند ، و در كنارهء دريا حوضها و گودالها ساختند ، و آب دريا باز آنجا انداختندى روز آدينه . و روز شنبه ماهيان بيامدندى ، و در آن حوضها و گودالها اندر رفتندى . و اين مردمان آن راهها استوار كردندى چنان كه ماهيان باز دريا نتوانستندى رفتن . و روز يكشنبه برفتندى ، و آن ماهيان كه در آن حوضها بمانده بودندى جمله بگرفتندى . پس خداى عزّ و جلّ بر ايشان خشم گرفت از بهر اين حيلتها و مكرها كه ساخته بودند ، و ايشان را جمله كبّى گردانيد . و سه روز بزيستند و پس بمردند از بهر آن كه مسخ را نسل نباشد . و آن گروه از قوم داود بودند . چنان كه گفت عزّ و جلّ :
وَ لَقَدْ عَلِمْتُمُ الَّذِينَ اعْتَدَوْا مِنْكُمْ فِي السَّبْتِ فَقُلْنا لَهُمْ كُونُوا قِرَدَةً خاسِئِينَ
« 2 » .
امّا آن ديگر از قوم عيسى بودند كه ايشان را مسخ گردانيد . و سبب
هامش
( 1 ) متن : فروشندى .
( 2 ) سورة البقره ، 65