و گواهى راست بندادند . گفتند : بلى ، خداوند فرمود ، و لكن گفت اگر بتوانيد كردن ، بكنيد ؛ و اگر نتوانيد كردن ، مكنيد . و اين دروغ بود كه ايشان گفتند كه خداى تعالى آن را فرموده بود در توريت ، و ايشان آن را بگردانيدند . چنان كه گفت عزّ و جلّ :
يَسْمَعُونَ كَلامَ اللَّهِ ، ثُمَّ يُحَرِّفُونَهُ مِنْ بَعْدِ ما عَقَلُوهُ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ
« 1 » .
پس موسى دعا كرد و خداى عزّ و جلّ كوهى بفرستاد عظيم ، بدان مقدار كه لشكر بنى اسرائيل بود تا بيامد و بر سر ايشان بيستاد ، و ايشان چنان دانستند كه آن كوه بر ايشان « 2 » اوفتد . گفتند : سمعنا و اطعنا . گفتند :
شنيديم و فرمان بريم . موسى ايشان را سجده كردن فرمود . چون سجده كردند يك نيمهء روى بر زمين نهادند و يك نيمه از زمين برداشتند ، و بيك چشم در آن كوه نگاه همى كردند از بيم آن كه نبايد كه بر ايشان افتد .
چنان كه گفت عزّ و جلّ :
وَ إِذْ نَتَقْنَا الْجَبَلَ فَوْقَهُمْ كَأَنَّهُ ظُلَّةٌ وَ ظَنُّوا أَنَّهُ واقِعٌ بِهِمْ
« 3 » . و اين قصّه دراز است و بجايگاه خويش گفته آيد . ان شاء اللَّه تعالى . باز گشتيم به قرآن .
[ ترجمه ]
63 - چون بگرفتيم پيمان شما ، و برداشتيم از زبر شما كوه . بگيريد آنچه بداديم شما را بنيرو ، و ياد كنيد آنچه اندران است تا مگر شما بپرهيزيد *
64 - پس بر گرديديد از پس آن ، اگر نه فضل خداى استى بر شما و رحمت او بوديد از زيانكاران *
65 - بدرستى كه دانستيد آن كسها را كه از حد بگذشتند از شما اندر شنبه . گفتيم : ايشان را بباشيد كبيّان دور از رحمت خداى « 4 » *
هامش
( 1 ) البقرة ، 75
( 2 ) بر سر ايشان همى . ( پا )
( 3 ) الاعراف ، 171
( 4 ) رانده . ( پا ) - دورشدگان . ( صو ) ترجمهء : خاسئين .