تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
دنياوى بسيار داشت ، و هيچ فرزند نداشت ، و دو برادرزاده داشت و ايشان هر دو درويش بودند و از دنياوى هيچ چيز نداشتند ، و پيش اين برادر پدر كه مال بسيار داشت مىرفتند و شفاعت مىكردند كه ما را چيز كى « 1 » بده تا خرج كنيم كه سخت درمانده‌ايم و هيچ نداريم ؛ و او البته هيچ چيز بديشان نمىداد . و اين برادرزادگان هر دو ، شبى برفتند و اين برادر پدر را بكشتند ، و خواستهء او جمله برگرفتند ، و او را چنان كشته ببردند و در ميان دو ديه بنهادند ، و فرياد و گريه و زارى اندر گرفتند كه عمّ ما را بكشتند . و مردمان از هر دو ديه گرد مىآمدند و هيچ كس نمىدانست كه او را كى كشته است . و اين برادرزادگان بر مردمان اين دو ده دعوى كردند ، و قصاص خون مىخواستند . و مردمان اين دو ديه يكديگر را « 2 » گفتند كه اين قتل شما كرده [ ايد ] . و از هر دو ده خلايق گرد مىآمدند ، و ميان ايشان جنگى برخاست و خلايق بسيار كشته شدند از هر دو ديه . و اين تعصّب دراز گشت ميان ايشان ، پس پيش موسى آمدند و اين قصّه او را بگفتند . موسى عليه السّلام گفت كه : اگر قاتل اين مرد باز ديدار كنى « 3 » او را ببايد كشت ، و ديت اين مرد ازين دو ديه بيوفتد ، و اگر كشنده پديدار نيايد ديت مرد بمردمان اين دو ديه باشد ، و بر هر دو ديه بسويّت قسمت بايد كرد . پس اين كار دراز گشت و بنى اسرائيل در آن عذاب بمانده بودند ، و ميان ايشان جنگها مىافتاد ، و خلايق بسيار كشته مىشدند . پس يك روز همه
هامش
( 1 ) در متن « چيزى » هم خوانده مىشود . ( 2 ) يك ديگر را . ( پا ) ( 3 ) پديدار آيد . ( پا )