مركّب است از انواع مختلف ، و چون پديد آيد خداوند طباع مختلف باشد . و بعضى اهل لغت گفتند : بناى أمشاج ، بناى جمع است و معنى واحد ، نبينى كه آن را به صفت نطفه كرد ، و نطفه واحد است ، و مثله قولهم : ثوب أسمال و أخلاق و حبل أرمام و برمة اعشار .
ابو عبد الرّحمن السلمىّ گفت از ابو عثمان مغربى شنيدم در مكّه كه او را از اين آيت پرسيدند ، گفت : خداى تعالى امتحان كرد خلقان را به نه چيز : سه مفتّن و سه كافر و سه مؤمن . امّا سه مفتّن : سمع و بصر و زبان ، و امّا سه كافر :
نفس و هوا و شيطان ، و امّا سه مؤمن : عقل و روح و فكر اوست ، و اين حديثى است معلَّق و از جنس طامات .
قوله تعالى : * ( نَبْتَلِيه ) * ، مىآزماييم او را . و بيان ، آزمايش خداى تعالى بنده را چند جاى برفت در اين كتاب كه مراد از آن تكليف است كه صورت امتحان دارد .
* ( فَجَعَلْناه سَمِيعاً بَصِيراً ) * ، او را سميع [ 30 - پ ] و بصير گردانيديم ، شنوا و بينا . و بعضى اهل علم گفتند : در آيت تقديم و تأخيرى هست ، و تقدير آن كه : فجعلناه سميعا بصيرا لنبتليه ، او را سميع و بصير كرديم تا او را به تكليف امتحان كنيم .
* ( إِنَّا هَدَيْناه السَّبِيلَ ) * ، گفت ( 1 ) : او را هدايت داديم بر ره راست و راه ( 2 ) نموديم به بيان و ارشاد و انواع الطاف تاره حق از ره باطل بداند ( 3 ) و صواب از خطا و شر از خير .
* ( إِمَّا شاكِراً وَإِمَّا كَفُوراً ) * ، اگر شاكر باشد و اگر كافر ، يعنى نه براى آن كه در معلوم چنان باشد كه او كافر خواهد بودن ، من لطف و بيان از او بازگيرم ، بل هدايت او هم بر آن حد كنم كه هدايت شاكران ، براى آن كه هدايت به من تعلَّق دارد و شكر و كفران به بندهء من ، آنچه به من تعلَّق دارد به جاى آرم تا اگر او آنچه
هامش
( 1 ) . آج و ديگر نسخه بدلها ما .
( 2 ) . ديگر نسخه بدلها با او .
( 3 ) . كا ، آد ، گا : باز داند .