« حمأ » ( 1 ) بود ، آفتاب در او تافت خشك گشت « صلصال » شد . چهل سال « صلصال » بود .
بعضى دگر گفتند : معنى « هل » ، « قد » است اين جا ، أى قد أتى على الانسان ، يعنى حينى و مدّتى از روزگار بر آدم بگذشت كه او در آن روزگار چيزى مذكور نبود .
بعضى دگر گفتند معنى آن است كه : أتى على الانسان ، [ على سبيل ] ( 2 ) الاستفهام ، و اين استفهامى بود بر سبيل تقرير ، و مراد به « انسان » آدم است في قول الحسن و قتاده و سفيان .
و دگر مفسّران گفتند : مراد دگر آدميانند ، و « لام » جنس راست . و در تفسير اهل البيت آمد كه : مراد به « انسان » علىّ بن ابى طالب است ( 3 ) ، و « هل » به معنى « ما » ى نفى است ، و تقدير كلام اين است كه : ما أتى على الانسان زمان من الدهر إلَّا و كان فيه شيئا مذكورا ، هيچ روزگار نيامد و الَّا او در آن روزگار چيزى بود مذكور ، يعنى هميشه معروف و مذكور و مشهور بود ، و چگونه مذكور نباشد آن كس كه نامش با نام خدا و رسول بر ساق عرش و بر در بهشت و بر سرادقات [ 29 - پ ] عرش و اوراق اشجار نبشته باشد - پيش از خلق آدم - على ما
جاء فى الأخبار : مكتوب على ساق العرش لا إله الا الله محمد و رسول الله أيدته بعلى و نصرته به .
گفتند دليل بر صحّت اين قول آن است كه گفت : * ( إِنَّا خَلَقْنَا الإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ ) * ، به « لام » تعريف عهد . گفت : ما آن انسان را كه ذكر او رفت از نطفه آفريديم . و معلوم است كه آدم را از نطفه نيافريد . و اصل « نطفه » فعله باشد من نطف الماء إذا قطر ( 4 ) . و « نطفه » ، قطعهاى ( 5 ) باشد از او براى آن كه فعله و
هامش
( 1 ) . كا : خرّه .
( 2 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 3 ) . آج ، كا عليه الصلاة و السلام .
( 4 ) . اساس : قدر ، با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 5 ) . كا : قطرهاى .