تسبيح شب دراز .
اينان دوست مىدارند سراى نزديك و رها كردهاند باز پس ايشان روزى گران .
ما آفريديم ايشان را و سخت بكرديم خلق ايشان و چون خواهيم بدل كنيم مانند ايشان بدل كردنى .
اين يادگارى ( 1 ) است هر كه خواهد بگيرد به خداى خود راهى .
و نخواهى ( 2 ) الَّا آن كه خواهد خداى كه خداى دانا و محكم كار بوده است .
دارد آن ( 3 ) را كه خواهد در رحمت خود و ستمكاران را بجارده است براى ايشان ( 4 ) عذابى سخت [ 29 - ر ] .
قوله تعالى : * ( هَلْ أَتى عَلَى الإِنْسانِ حِينٌ مِنَ الدَّهْرِ ) * ، الاية ، زجّاج گفت معنى آن است كه : ألم يأت على الانسان ، يعنى آدم - عليه السلام - « حين » ، أى زمان من الدهر و قد كان شيئا ألا أنّه لم يكن مذكورا ، گفت : نه روزگارى آمد بر آدم كه او در آن روزگار چيزى ( 5 ) مذكور نبود ، يعنى آن چهل سال كه از ميان مكّه و طائف فگنده بود گاه خاك و گاه گل و گاه حمأ و گاه صلصال .
و گفتند : چهل سال خاك بود ، باران بر او آمد گل گشت . چهل سال گل مىبود به گشت روزگار رنگ بگردانيد « حمأ » ( 6 ) گشت . چهل سال
6 p
هامش
( 1 ) . آج : ياد كردن .
( 2 ) . آج : نخواهيد / نخواهى .
( 3 ) . آج : در برد آن .
( 4 ) . آج : بچارد ايشان را .
( 5 ) . آج : حينى .
( 6 ) . كا : خرّه .