بلا به او نزديك باشد . و اصل كلمت از « ولي » بود و آن قرب باشد ، قال اللَّه تعالى : قاتِلُوا الَّذِينَ يَلُونَكُمْ مِنَ الْكُفَّارِ ( 1 ) ، يقال ( 2 ) : هذا ثمّ الَّذي يليه ، أى يقرب منه . قال الشّاعر :
فصالوا صولهم فيمن يليهم
وصلنا صولنا فيمن يلينا
و گفتهاند : اين كلمت تحذير است ، يعنى و ليك شرّ فاحذره ، شرّى به تو نزديك شد ، از او حذر كن . بعضى دگر از علما گفتند : كلمت از مقلوب است ، و التقدير : أويل ، أى أحقّ بالويل ، و مثله قوله : ما اطيبه و ايطبه [ 26 - ر ] ، و قولهم : عاقني كذا و عقاني ، و جذب و جبذ ، و أيّم و أيامى و الاصل أيايم ، و قوس و قسّى ، و اصله قؤوس .
گفت ( 3 ) معنى آيت آن است كه ابو جهل را گويند : و اى بر تو آن روز كه زنده بودى ! و واى بر تو آن روز كه بميرى ! و واى بر تو آن روز كه تو را زنده كنند ! قتاده روايت كرد كه : چون اين آيت آمد ، رسول - عليه السلام - در بطحاء مكّه گريبان ابو جهل بگرفت و او را گفت : * ( أَوْلى لَكَ فَأَوْلى ) * ابو جهل گفت : يا محمّد ! مرا تهديد مىكنى ؟ به خداى كه تو و خدايت به من هيچ نتوانى كردن ( 4 ) كه من عزيزتر اهل مكّهام .
چون روز بدر بود و قريش به كالزار ( 5 ) آمدند ، قوّت خود ديدند و ضعف رسول . هيچ شك نكردند كه دست ايشان را باشد . ابو جهل رسول را گفت : پس از امروز خداى را نپرستى . خداى تعالى او را بيفگند بتر فگندى تا پسران عفراء بيفگندند او را ، و عبد اللَّه مسعود تمام بكشتش .
در خبر است كه : عبد اللَّه مسعود پيرى ( 6 ) بود ضعيف كالزار ( 7 ) نمىتوانست
هامش
( 1 ) . سورهء توبه ( 9 ) آيهء 123 .
( 2 ) . آج : و يقال .
( 3 ) . آج ، گا : گفتند .
( 4 ) . آج ، كا ، آد : نتوانيد كردن .
( 5 ) . آج ، كا ، گا : كارزار .
( 6 ) . آج : مردى .
( 7 ) . آج ، كا ، گا : كارزار .