فراق ليس يشبهه فراق
قد انقطع الرجاء عن التلاقي
أنس مالك روايت كرد كه رسول - عليه السلام - گفت : چون بنده در سكرات مرگ افتد ، اعضاى او بعضى بر بعضى سلام مىكنند و مىگويند :
عليك السلام افارقك و تفارقني إلى يوم القيامة
، و داع مىكنند يك ديگر را و مىگويند : اين مفارقتى است تا به روز قيامت .
* ( وَالْتَفَّتِ السَّاقُ بِالسَّاقِ ) * ، و ساق بر ساق ماليدن گيرد از رنج و سختى جان كندن . ربيع أنس گفت : دنيا به آخرت بر پيخته شود ، و اين روايت عطيّه است از عبد اللَّه عبّاس .
و البي گفت از عبد اللَّه عبّاس و حسن بصرى كه : كار دنيا به كار آخرت پيخته ( 1 ) شود براى آن كه او در آخر ( 2 ) روز باشد از ايّام دنيا و اوّل روز از ايّام آخرت .
ضحّاك گفت : مردم تجهيز تن او كنند و فريشتگان ( 3 ) تجهيز روح او .
مجاهد گفت : يعنى زندگانى و مرگ جمع شود در اين روز : قتاده گفت : سختى بر سختى پيخته شود .
حسن گفت : مراد ساقهاى اوست چون در كفن پيچند . قتاده گفت از حسن : مراد آن است كه ساقهاى او بميرد و باقى تن او زنده باشد .
زيد بن أسلم گفت : يعنى ساق كفن به ساق مرده بر پيخته ( 4 ) شود .
سعيد جبير گفت : « ساق » عبارت است از شدّت ، يعنى شدايد بر او متتابع شود . سدي گفت : هر گه رنجى بر او به سر آيد ، رنجى ديگرش به سر آيد ( 5 ) ، و عرب كنايت كنند ( 6 ) به ساق از شدّت ، و منه قول الشّاعر :
لا يرسل الساق الا ممسكا ساقا
و قال اميّة بن الصلت :
هامش
( 1 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : بر پيخته .
( 2 ) . آج : آن كه او را آخرت .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها : فرشتگان .
( 4 ) . آج : بر پيچيده .
( 5 ) . كا ، آد : با ديد آيد .
( 6 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : كند .