و امّا هبيرة المخزومىّ آن جا بماند به نجران بر كفر ، و امّ هانى زن او بود اسلام آورد و از او بريده شد چون از اسلام او خبر يافت ، گفت :
أ شاقتك هند ام اتاك سؤالها
كذاك النّوى اسبابها و انفتالها ( 1 )
اين طرفى است از فتح مكّه ( 2 ) . حق تعالى گفت : ياد كن اى محمّد چون نصرت و يارى خداى بيامد ، و فتح معروف و مشهور كه فتح مكّه بود . و « لام » در او تعريف عهد است . عرب چون فتح مكّه بشنيدند ، گفتند : چون محمّد اهل حرم را منقاد كرد ، و ايشان را از اصحاب الفيل نگاه داشتند ، دليل آن است كه او حقّ است و صادق است . از اين پس كس طاقت او ندارد ( 3 ) . مىآمدند فوج فوج و ايمان مىآوردند ، فذلك قوله : * ( وَرَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّه أَفْواجاً ) * .
عكرمه و مقاتل گفتند : مراد به « ناس » اهل يمناند . عبد اللَّه عبّاس گفت :
چون اين سورت فرود آمد ، رسول - عليه السلام - گفت :
الله اكبر جاء نصر اللَّه و الفتح و جاء أهل اليمن رقيقة قلوبهم ليّنة طاعتهم الايمان يمان و الحكمة يمانية .
ابو عمّار روايت كرد ، گفت : من همسايهء جابر عبد اللَّه انصارى بودم ، در نزديك او شدم . مرا پرسيد از احوال مردمان . من مىگفتم آنچه ديده و دانسته بودم از فرقت و اختلاف ايشان . او بگريست و گفت ، از رسول - عليه السلام - شنيدم [ 202 - ر ] كه گفت : مردم در دين خدا آيند فوج فوج و از دين بيرون شوند فوج فوج .
و گفتند : يكى از محبّان ( 4 ) در نزديك معاويه شد . معاويه گفت : قرآن چيزى دانى ؟ گفت : الكثير الطيب . گفت : بخوان تا بشنوم . گفت :
هامش
( 1 ) . اساس ، آج و ديگر نسخه بدلها : انتقالها ، با توجّه به ضبط بيت در سيرت رسول اللَّه ( 2 / 898 ) تصحيح شد .
( 2 ) . آج و ديگر نسخه بدلها آمديم با تفسير ، كا ، آد ، گا * ( إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّه وَالْفَتْحُ ) * .
( 3 ) . آد ، گا بعد از آن .
( 4 ) . آج : محران مسخره ، كا : بعضى از عقلاى محانين ، آد ، گا : يكى از عقلاى مجانين .