و اين كنايات باشد از كيد و مكر .
سعيد جبير گفت : مراد زبان مردان ( 1 ) است كه به آنچه گويند ( 2 ) آتش عداوت ميان مردم افروخته شود ، و عرب گويند ( 3 ) : ربّ كلمة اوقدت نارا ، و ما نيز گوييم :
فلان كس را آتش مىبارد از زبانش ابن جريج گفت ( 4 ) : مراد آن است فالمنجحات عملا كنجاح الزّند ، يعنى به حقّ آنان كه ايشان كار رواى ( 5 ) برآرند ( 6 ) و حاجت به اجابت مقرون كنند تا مقصود از او حاصل شود ، چنان كه از آتش زنه چون قدح كنند آتش را از او .
* ( فَالْمُغِيراتِ صُبْحاً ) * ، قسمى ديگر است به اسپان غارت كننده در وقت صبح . و عرب را عادت آن است كه غارت در وقت صبح كنند براى آن كه ناگاه كنند ( 7 ) ، و اين چنان باشد كه همه شب ( 8 ) روند تا بامداد وقت صبح به مقصد رسيده باشند ، آنگه غارت كنند . و در اشعار ايشان اين ( 9 ) بسيار است ، منها قوله :
لقد علم الحىّ المصبّح انّنا
غداة لقينا بالشّريف الأحامسا
و منها :
قد صبّحت معن بجيش ذي لجب
يقال صبّحته اذا اغرت عليه صباحا ( 10 ) ، و از اين جاست : وا صباحاه و لهم صباح سوء ، و كذلك قوله : فَساءَ صَباحُ الْمُنْذَرِينَ ( 11 ) ، على هذا المنوال و صبحته اذا سقيته صبوحا و اصبحت دخلت فى الصّباح . و نصب « صبحا » بر ظرف
هامش
( 1 ) . كا ، آد ، گا : مرد .
( 2 ) . كا ، آد ، گا : گويد .
( 3 ) . كا ، آد ، گا : گويد .
( 4 ) . كا ، آد ، گا : ابن زيد گفت .
( 5 ) . كا ، آد ، گا : كارروايى .
( 6 ) . كا . اأد ، گا : بيارند .
( 7 ) . آج : ناگاه شبيخون كنند .
( 8 ) . كا ، آد ، گا راه .
( 9 ) . كا ، آد ، گا معنى .
( 10 ) . اساس : حاصبا ، با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 11 ) . سورهء صافّات ( 37 ) آيهء 177 .