تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 375

مساهمون:

ص٣٧٥
يخلون من الضّبح . قوله : * ( فَالْمُورِياتِ قَدْحاً ) * ، قسمى ديگر است . و موريات ، مخرجات باشند ( 1 ) ، يقال : اوريت النّار إذا اخرجتها من الزّند بالقدح . عكرمه و ضحّاك گفتند : مراد اسپانند كه بر سنگ مىروند و به آهن نعل از سنگ آتش بيرون مىآرند . و نصب « قدحا » هم بر اين دو وجه باشد . مقاتل و كلبي گفتند : عرب آن آتش را نار ابي حباحب گويند ، قال النّابغة :
تقدّ السّلوقىّ المضاعف نسجه و يوقدن بالصّفّاح نارا الحباحب
و ابو حباحب مردى بود مضرىّ در جاهليّت و بغايت بخيل بود ، و او را عادت بود كه از بخل آتش نيفروختى تا مردم بنخفتندى ، آنگه آتش ضعيف بر افروختى كه گاه بتافتى و گاه به مردى ، و اگر آوازى بشنيدى آتش بنشاندى ( 2 ) تا كس به او ( 3 ) منتفع نشود ، به آتش او مثل زدند . و آتش سنب ستور را به آن مانند كردند . قتاده گفت : كلام بر وجه مجاز است ، مراد اسپاناند كه آتش كالزار ( 4 ) فروزند ( 5 ) و ميان خصمان شرّ افگنند . سعيد جبير گفت : مراد اسپانند كه به روز به جهاد روند و به شب باز آيند ، ارباب ( 6 ) ايشان آتش بر افروزند يا طعامى سازند براى خود ، اين قدح و اين را اضافه كرد با ( 7 ) اسپان [ 169 - پ ] بر سبيل مجاز . مجاهد گفت و زيد اسلم كه : اين كنايت است از مكر مردان با يكديگر ، نبينى كه عرب گويند چون با كسى مكرى خواهند كردن : و اللَّه لاقدحنّ لك و لاورين لك . و نيز پارسيان گويند در اين معنى : من آتشى در دامن تو نهم ، من براى تو ديگى بپزم ،
هامش
( 1 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : باشد . ( 2 ) . كا ، آد ، گا : بشنيدى فرونشاندى . ( 3 ) . كا ، آد ، گا : به آتش او . ( 4 ) . كا ، گا : كارزار . ( 5 ) . كا ، آد ، گا : بر افروزند . ( 6 ) . كا : از بهر ، گا : از براى . ( 7 ) . كا ، آد ، گا : اين اضافه با .