را « سخت » خوانيم ، قال طرفة .
ارى الموت يعتام لكرام و يصطفي
عقيلة مال الفاحش المتشدّد [ 171 - ر ]
و « فاحش » در بيت بخيل است ، بيانش قوله : الشَّيْطانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَيَأْمُرُكُمْ بِالْفَحْشاءِ ( 1 ) ، أى بالبخل ، بعضى دگر گفتند : او بر دوستى مال سخت قوى است و دل در او بسته و در طلب كردن حريص و مجد . فرّاء گفت : در تقدير كلام تقديم و تأخيرى هست ، و التّقدير : و إنّه لشديد الحبّ للخير ، پس شديد صفت حبّ است نه صفت مرد ، و لكن براى سر آيت را چنين كرد ، و مثله قوله :
فِي يَوْمٍ عاصِفٍ ( 2 ) ، أى عاصف الرّيح ، براى آن كه « عصوف » صفت روز نباشد .
* ( أَ فَلا يَعْلَمُ ) * ، نمىداند اين كافر نعمت بخيل دنيا دوست . * ( إِذا بُعْثِرَ ما فِي الْقُبُورِ ) * ، كه آنگاه كه بر انگيزند مردگان را از گورها . فرّاء گفت : بعثر و بحثر ، لغتان ، و يقال : بعثر أى بعث ، و الرّاء زيدت لا لحاقه بالرّباعيّ ، و قيل : بحثر مركبّ من بحث و اثير ( 3 ) و اين اقوال قريب است .
* ( وَحُصِّلَ ما فِي الصُّدُورِ ) * ، و حاصل كنند آنچه در دلها باشد ، يعنى آشكارا كنند ، بيانه : يَوْمَ تُبْلَى السَّرائِرُ ( 4 ) .
* ( إِنَّ رَبَّهُمْ ) * ، نمىدانند كه خداى ايشان اين روز ، يعنى روز قيامت عالم باشد به احوال ايشان . و همزهء ( 5 ) از پس علم و ظنّ مفتوح بايد الَّا آن كه « لام » در خبر او باز آيد ، چنان كه : علمت انّ زيدا لمنطلق ، كه آنگه مكسور شود . و گويند :
حجّاج اين سورت در نماز مىخواند : « أنّ » به فتح بخواند براى « يعلم » چون به آخر رسيد « لام » ديد نخواست كه با سرگيرد « لام » از خبر كه « خبير » است بيفگند ، بخواند : « خبير » ، اعراب نگاه داشت و شرع و جانب خداى فروگذاشت .
هامش
( 1 ) . سورهء بقره ( 2 ) آيهء 268 .
( 2 ) . سورهء ابراهيم ( 14 ) آيهء 18 .
( 3 ) . اساس ، كا ، آد ، گا : ابثر .
( 4 ) . سورهء طارق ( 86 ) آيهء 9 .
( 5 ) . كا او ، آد ، گا إنّ .