تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 372

مساهمون:

ص٣٧٢
آدمى خداى را ناشاكر است . و او بر آن گواه است . و او دوستى مال را سخت است . نمىداند چون برانگيزند آنچه در گورهاست ؟ و حاصل كنند ( 1 ) آنچه در سينه‌هاست . [ كه پروردگار ] ( 2 ) ايشان به ايشان آن روز دانا باشد . قوله : * ( وَالْعادِياتِ ضَبْحاً ) * ، « واو » قسم است ، حق تعالى ياد كرد به دوندگان . مفسّران در او خلاف كردند . عبد اللَّه عبّاس و عطا و مجاهد و عكرمه و حسن و كلبيّ و ابو العاليه و ربيع و عطيّه و قتاده گفتند و مقاتلان و ابن كيسان كه : مراد به « عاديات » اسبانند كه [ در ] ( 3 ) جهاد در سبيل خداى تاختن مىكنند ، و در حال تاختن از گلوى ايشان آواز مىآيد . عبد اللَّه عبّاس گفت : هيچ چيز از چهار پاى ضبح نكند جز اسب . اهل لغت گفتند : اصل ( 4 ) ضبح و ضباح در آواز روباه باشد ، براى اسپ به رعايت خواستند . عبد اللَّه عبّاس را پرسيدند كه : ضبح چون باشد ؟ او حكايت آن آواز بكرد ، گفت : أخ أخ ( 5 ) ! قال الشاعر في العاديات :
و العاديات اسابىّ الدّماء بها كأنّ اعناقها انصاب ترجيب [ 168 - ر ]
يعنى الخيل ، و قال آخر في الضّبح :
لست بالتبّع اليمانىّ انّ لم تضبح الخيل في سواد العراق
مقاتل گفت : سورت در حقّ سريّتى آمد كه رسول - عليه السلام - ايشان را
هامش
( 1 ) . آج : بيرون آورند . ( 3 - 2 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آج افزوده شد . ( 4 ) . اساس : اهل ، با توجّه به آج تصحيح شد . ( 5 ) . كا ، آد ، گا : اح اح .