تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 365

مساهمون:

ص٣٦٥
و بيرون آرد زمين بارهاى گرانش [ 164 - پ ] . و گويد آدمى چيست آن را . آن روز حديث كند به خبرهايش . به آن كه خدايت وحى كرد به او . آن روز بيايند مردمان پراگنده تا با ايشان نمايند كارهايشان . هر كه بكند به سنگ ( 1 ) مورچه‌اى خرد نيكى ببيند . و هر كه كند به سنگ ذرّه‌اى ( 2 ) بدى ، ببيند ( 3 ) . قوله : * ( إِذا زُلْزِلَتِ ) * ، حق تعالى در اين سورت ذكر قيامت كرد و احوال او و بعضى احوال او ( 4 ) ، گفت : ياد كن اى محمّد چون بجنبانند زمين را جنبانيدنش ( 5 ) ، يعنى آن جنبانيدن مخصوص كه از آن بيران شود ( 6 ) . و زلزل اللَّه الأرض فتزلزلت ، و « زلزال » به فتح « زا » اسم باشد و به كسر « زا » مصدر . گفتند : به فتح نيز مصدر باشد ، كالقلقال و البلبال و هما الاضطراب و الوسواس . و عاصم الجحدريّ در شاذّ به فتح خواند . * ( وَأَخْرَجَتِ الأَرْضُ أَثْقالَها ) * ، و بيرون آرد زمين بارهاى گرانش . گفتند : مراد گنجهاى مدفون باشد در زمين ، و گفتند : مراد مردگانند ، كه آدميان ثقل زميناند تا زنده باشند بر پشت او ، و چون بميرند ثقل زميناند در شكم او . * ( وَقالَ الإِنْسانُ ما لَها ) * ، گويد آدمى : * ( ما لَها ) * ، و چيست اين زمين را و چه افتاد ، ( 7 )
هامش
( 1 ) . آج : همسنگ . ( 2 ) . آج : همسنگ مورچه‌اى خورد . ( 3 ) . آج او را . ( 4 ) . كا ، آد ، گا : باز . ( 5 ) . كا ، آد ، گا : جنبانيدنى . ( 6 ) . آج ، آد ، گا : ويران شود . ( 7 ) . كا ، آد : افتاده است .
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 365 | دكتر محمد جعفر ياحقّى - دكتر محمد مهدى ناصح / الشيخ أبو الفتوح الرازي