كنند الَّا آنچه دليل از آن منع كند . گويند معنى آن است كه : خداى تعالى مبالغت فرمود در وعد و وعيد ، گفت : هر كه مثقال ذرّهاى خير بكند در دنيا ، جزاى آن ببيند از ثواب ، و هر كه مثقال ذرّهاى بكند از شرّ ، جزاى آن ببيند از عقاب الَّا آنچه خداى خواهد كه عفو كند [ 166 - ر ] او را از آن چون مؤمن باشد . امّا كافر ( 1 ) چون خيرى كند آن را موقعى نبود براى آن كه ايمان ندارد ، و خير نه بر وجه قربت و عبادت كند ، پس لفظ « من » را تخصيص بايد كردن به اجماع .
مقاتل گفت : آيت در ( 2 ) دو مرد آمد كه يكى از ايشان دست بداشت از خيرات و گفت : آيتى از قرآن منع مىكند مرا از اين خير ، و آن آن است كه گفت :
وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّه ( 3 ) ، گفت : من اين كسرهء نان و پارهاى طعام و يك خرما و يك ميويز ( 4 ) دوست نمىدارم ، اين را موقع نباشد و مال بسيار ندارند كه بدهند ( 5 ) ، منع مىكرد سائلان را . و ديگرى مىگفت : همانا اين گناهان خرد كه ما مىكنيم چون : دروغ و غيبت و نظرت ( 6 ) - كه ايشان پنداشتند كه خرد است - ما را زيان ندارد . خداى تعالى اين آيت فرستاد و بيان كرد كه : هم اين سود دارد ، و هم آن زيان دارد ، و هم اين را ثواب باشد ، و هم آن را عقاب باشد . و به مثقال ذرّهاى حساب خواهد بودن ، آنگه اگر درست شود كه آيت بر سببى آمد و در حقّ دو شخص معيّن ، منع نكند از آن كه حكم او عام باشد در ايشان و در ديگر مكلفّان .
امّا « ذرّة » ثعلب را پرسيدند از او ، گفت : صد نمله يك حبّه باشد ، و ذرّه يكى باشد از صد . بر اين قول تفسير ( 7 ) ذرّه به مورچهء سرخ كرده است . يزيد بن هارون گفت ، گفتهاند : ذرّه را هيچ وزن نباشد ، و گفتهاند : چون آفتاب به سوراخى در
هامش
( 1 ) . آج : امّا چون كافر ، كا ، آد ، گا : و اگر كافر .
( 2 ) . آج حقّ .
( 3 ) . سورهء دهر ( 76 ) آيهء 8 .
( 4 ) . آج : ميوه ، كا ، آد ، گا : مويز .
( 5 ) . آج ، آد ، گا . ندارم كه بدهم .
( 6 ) . كا ، آد ، گا : نظر .
( 7 ) . اساس با خطى متفاوت از متن : همه ، با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .