تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 313

مساهمون:

ص٣١٣
* ( وَوَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدى ) * ، و تو را گمراه يافت ، راه داد تو را . سدي گفت : رسول - عليه السلام - چهل روز بر ملَّت و طريقت قوم بود ، پس از آن خداى هدايت [ 141 - ر ] كرد او را ، و اين به هيچ وجه روا نباشد و نه يك ساعت . حسن بصري و ضحّاك و شهر بن حوشب و ابن كيسان گفتند : مراد آن است كه ضالّ يافت تو را از معالم نبوّت و احكام شريعت ، تو را هدايت كرد به آن ، بيانه قوله : وَإِنْ كُنْتَ مِنْ قَبْلِه لَمِنَ الْغافِلِينَ ( 1 ) ، و قوله : ما كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتابُ وَلَا الإِيمانُ ( 2 ) . ابو الضحى روايت كرد از عبد اللَّه عبّاس كه او گفت : مراد آن است كه رسول - عليه السلام - كودك بود ، در بعضى شعاب مكّه گم شد و ره ندانست . ابو جهل - عليه اللَّعنه ( 3 ) از بر گوسفندان ( 4 ) باز گشته بود . او را دست گرفت و با نزديك جدّش عبد المطلَّب آورد . خداى تعالى منّت نهاد بر رسول كه او را بر دست دشمن با نزديك جدّش رسانيد . كثير بن سعد روايت كرد از پدرش گفت : در جاهليت به حج رفتم ، مردى را ديدم با بهاء و جمال طواف مىكرد و مىگفت :
يا ربّ ردّ راكبي محمّدا ردّ الى و اصطنع عندي يدا
گفتم : اين كيست ؟ گفتند : عبد المطَّلب بن هاشم است ، او را پسر زاده‌اى هست محمّد نام كه هرگز او را به كارى نفرستد الَّا مفلح و منجح باز آيد . اكنون شترى گم شد ، او را ، محمّد را بفرستاد به طلب آن شتر ، دير مىآيد دلش مشغول است ، دعا مىكند تا خدا او را باز رساند ، گفت : ما در اين بوديم كه محمّد مىآمد كالقمر الطالع ، زمام شتر گرفته . عبد المطلب گفت : اى قرة العين من ، از غيبت تو رنجى به دل من رسيد كه هرگز فراموش نكنم . كعب الأحبار گفت : مراد آن است كه رسول - عليه السلام - چون مادر او را رها كرد - و او شيرخواره بود - عبد المطلَّب حليمه را بخواند و محمّد را با او
هامش
( 1 ) . سورهء يوسف ( 12 ) آيهء 3 . ( 2 ) . سورهء شورى ( 42 ) آيهء 52 . ( 3 ) . كا ، آد ، گا : ندارد . ( 4 ) . آج : از پى گوسفندان .
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 313 | دكتر محمد جعفر ياحقّى - دكتر محمد مهدى ناصح / الشيخ أبو الفتوح الرازي