إِنْ تُعَذِّبْهُمْ فَإِنَّهُمْ عِبادُكَ وَإِنْ تَغْفِرْ لَهُمْ فَإِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ( 1 ) ، آنگه دست برداشت و گفت :
رب امتي امتي
، و بگريست . خداى تعالى جبريل را بفرستاد و گفت : يا جبريل : محمّد را بگو كه : چرا مىگويى ؟ و او عالمتر . جبريل بيامد و رسول را گفت : خدايت سلام مىكند [ 140 - ر ] و مىگويد :
ما يبكيك ؟
رسول - عليه السلام - گفت : بار خدايا امّتى گناهكار دارم ! حق تعالى گفت : برو و او را بگو كه : من رضاى تو بجويم در امّت تو ، و تو را دل تنگ نكنم و اين آيت آورد .
و در خبر آمده است كه : چون اين آيت آمد ، رسول - عليه السلام - گفت :
إذا لا أرضى ( 2 ) و واحد من امتي فى النار
، گفت : لا جرم راضى نشوم و يكى از امّت من در دوزخ باشد . و روايت است از صادق جعفر بن محمّد - عليهما السلام - كه : يك روز رسول - عليه السلام - در نزديك ( 3 ) فاطمه زهرا شد ، او را ديد گليمى از پشم شتر در دوش بسته و به يك دست آس مىكرد و به دگر دست كودك را تعهّد مىكرد . رسول - عليه السلام - بگريست و آنگه گفت : اى دختر ! اين مرارت و تلخى دنيا فرو بر به اميد حلاوت آخرت كه خداى تعالى آيتى بر من فرستاد ، و هى قوله : * ( وَلَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضى ) * .
و در خبر است كه رسول - عليه السلام - گفت : روز قيامت چندان شفاعت [ دهند ] ( 4 ) مرا كه گويم :
حسبي حسبي .
و در خبر آمد كه : چون رسول - عليه السلام - اين بگويد ، حق تعالى آواز او به گوش آن جماعت برساند كه در دوزخ مانده باشند از امّت او ، ايشان فرياد برآرند و گويند : بار خدايا ! شفاعت رسول برسيد و به ما نرسيد ، حق تعالى گويد : اگر شفاعت رسول برسيد ، رحمت من بنرسيد ، و بفرمايد تا همه را از دوزخ بيارند .
هامش
( 1 ) . سورهء مائده ( 5 ) آيهء 118 .
( 2 ) . كا : لا ارتضى .
( 3 ) . كا ، آد ، گا : در حجرهء .
( 4 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .