براى آن تخصيص كرد او را كه او صدر و معظم روز است و وقت ارتفاع آفتاب بود و اعتدال روز بود از سرما و گرما در تابستان و زمستان . بعضى دگر گفتند : مراد به « ضحى » آن ساعت است كه خداى تعالى با موسى سخن گفت براى شرف وقت را به او قسم كرد . بعضى دگر گفتند : مراد آن وقت است كه سحرهء فرعون به صحرا آمدند و چوبها و رسنها بينداختند ، قوله : وَأَنْ يُحْشَرَ النَّاسُ ضُحًى ( 1 ) ، حق تعالى قسم كرد ، گفت : به حقّ آن ساعت از ( 2 ) روز .
* ( وَاللَّيْلِ إِذا سَجى ) * ، و به حقّ شب چون ساكن شود . حسن گفت : سجى أقبل بظلامه ، در آيد و تاريك دارد ( 3 ) . و البّي گفت از عبد اللَّه عبّاس : * ( إِذا سَجى ) * ، إذا ذهب ، چون شود . ضحّاك گفت : همه چيز را بپوشد . مجاهد و قتاده و ابن زيد گفتند : * ( إِذا سَجى ) * ، إذا سكن ( 4 ) ، قال الرّاجز :
يا حبّذا القمراء و الليل السّاج
و طرق مثل ملاء النساج
و قال الأعشى :
فما ذنبنا ان جاش بحر ابن عمكم
و بحرك ساج ما يوارى الدعا مصا
* ( ما وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَما قَلى ) * ، جواب قسم است كه خداى تو تو را وداع نكرد و بنبريد ، ردّ بر مشركان كه به اين طعنه كه زدند تو را .
آنگه او را تسليت داد و گفت : آخرت تو را بهتر است از دنيا ، كه اين فانى است و آن باقى .
* ( وَلَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضى ) * ، و خداى تعالى تو را چندان عطا دهد كه ( 5 ) راضى شوى . گفتند : مراد آن است كه چندانى ثواب دهد . و گفتند : مراد نصرت
هامش
( 1 ) . سورهء طه ( 20 ) آيهء 59 .
( 2 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : و آن .
( 3 ) . آج : تاريكى در آرد .
( 4 ) . آج چون ساكن شود و يقال بحر ساج و ليل ساج أى ساكن .
( 5 ) . آج تو .