* ( أَ لَمْ نَجْعَلْ لَه عَيْنَيْنِ ) * ، آنگه او را ياد داد نعمتهايى كه با او كرد و بر او شمرد آنچه او را فراموش بود ، گفت : نه ما او را دو چشم داديم و زبان داديم ، و دو لب .
قتاده گفت : نعمتهاى خدا بر ما متظاهر است ، خداى ما را بر آن تقرير مىكند تا شكر او [ 128 - ر ] كنيم . ابو حازم روايت كرد از رسول - عليه السلام - كه او گفت ، خداى تعالى گفت : در بعضى كتب : يا بن آدم ! اگر زبانت با تو منازعت كند در آنچه با تو حرام كردهام ، در پيش او دو طبقه نهادم ، يعنى دو لب تا اطباق كنى و فراهم آرى . و اگر چشم با تو منازعت كند در آنچه بر تو حرام كردهام ، در پيش او دو طبقه كردم از جفن و كفله او تا اطباق كنى . و اگر فرج با تو منازعت كند در محرّمات ، در پيش او دو طبقه كردم از پايهاى تو تا اطباق كنى بر او .
* ( وَهَدَيْناه النَّجْدَيْنِ ) * ، و هدايت كرديم او را به دو طريق . بيشتر مفسّران بر آنند كه مراد به دو طريق ، ره خير و شرّ است . و اين قول روايت كردهاند از رسول عليه السلام - و از امير المؤمنين على ، و رسول - عليه السلام - گفت :
إنما هما نجدان نجد الخير و نجد الشر فما يجعل نجد الشر احب اليكم من نجد الخير
، گفت : آن دو طريق است ، طريق خير و طريق شرّ ، چيست آن كه راه شرّ بنزديك شما دوست ( 1 ) كرده است از راه خير . و محمّد بن كعب گفت از عبد اللَّه عبّاس و سعيد مسيّب و ضحّاك گفتند : مراد به « نجدين » پستانهاى مادر است كه كودك را در طفوليّت به او هدايت كرد . و « نجد » در لغت ره بلند باشد من قول الشّاعر :
غداة غدوا افسالك بطن نخلة
و آخر منهم جازع نجد كبكب
اگر سؤال كنند بر قول اوّل و گويند : چرا طريق شرّ بلند خواند ، و در شرّ علوّ و ارتفاع نباشد ، گوييم : ممتنع نباشد كه آن را « نجد » خواند براى ظهورش كه خداى تعالى پيدا كرده است و اعلام كرده و به دليل پيدا كرده تا مكلَّفان اجتناب كنند ، پس به ظهور به مثابت بلندى است . و روا بود كه براى آن « نجد » [ 128 - پ ]
هامش
( 1 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آج ، كا افزوده شد .