مخفّف . و آن را دو وجه باشد : يكى آن كه جمع « لبدة » باشد كغرفة و غرف و ظلمة و ظلم ، و يكى آن كه واحد باشد ، كقثم و حطم . و اين اسم معدول نيست [ 127 - پ ] براى آن كه مصروف است .
* ( أَ يَحْسَبُ أَنْ لَمْ يَرَه أَحَدٌ ) * ، مىپندارد كه كس او را نمىبيند ، يعنى اين هر دو گمان خطاست : آن كه پنداشت كه [ كس ] ( 1 ) بر او قادر نباشد و كس او را نبيند ، بل خداى تعالى بر او قادر است و او را بيند ( 2 ) . و گفتند : مراد به « أحد » محمّد است - صلى اللَّه عليه ( 3 ) ، يعنى مىپندارد كه محمّد او را نمىبيند در انفاق كه اين مال كه دعوى مىكند نفقه نكرده است و دروغ مىگويد . سعيد جبير و قتاده گفتند معنى آيت آن است كه : او گمان مىبرد كه هيچ كس نمىبيند او را كه فرداى قيامت او را مطالبت كند كه اين مال از كجا جمع كرد و كجا وضع كرد و از چه منع كرد و در چه صرف كرد ، يعنى خداى - جل جلاله . عبد اللَّه عبّاس روايت كرد از رسول - عليه السلام - كه او گفت : روز قيامت ( 4 ) بنده را رها نكنند كه قدم از قدم بردارد تا از عهدهء چهار چيز بيرون نيايد ( 5 ) : از عمر كه در چه به سر برد ، و از مالش كه از كجا كسب كرد و كجا خرج كرد ، و از علمش كه چگونه بر آن كار كرد ، و از دوستى ما كه اهل البيتيم .
و يحسب و يحسب خواندهاند ، يقال : حسب يحسب و يحسب جميعا .
عمر عبد العزيز ( 6 ) گفت كه : مرا مردى از بني عامر روايت كرد از پدرش كه او گفت :
در قفاى رسول نماز كردم ، اين سورت بخواند و در هر دو جاى « يحسب » خواند به كسر « سين » .
هامش
( 1 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 2 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : مىبيند .
( 3 ) . آج و إله و سلم .
( 4 ) . آج و ديگر نسخه بدلها هيچ .
( 5 ) . كا ، آد ، گا : برنيايد .
( 6 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : عمر بن عبد العزيز .