تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨
نفسك فجاوزها و قد فزت ، گفت : نفس تو است ، از او در گذر و رستى . و اين معنى نزديك است به قول قتاده ، براى آن كه مراد مخالفت هواى نفس است و تكلَّف ( 1 ) او با صعود عقبه ماند ، و معنى آيت و نظم او على احد الوجهين باشد بر اختلاف اين اقوال كه رفت ، براى آن كه قديم تعالى تفسير داد عقبه را في قوله : * ( وَما أَدْراكَ مَا الْعَقَبَةُ ، فَكُّ رَقَبَةٍ ) * ، كأنّه قال : هى فكّ رقبة . بر قول آنان كه گفتند : مراد به « عقبه » تكليف است ، گفتند : اين شرح و بيان آن است كه اين عقبه ، آزاد كردن گردنى باشد با ( 2 ) طعام دادن مسكينى بر آن تأويل كه از قتاده حكايت كرده شد . و بر قول آنان كه گفتند : « عقبه » دوزخ است يا صراط است ، يا واديى است ، يا عقبه قيامت است ، تقدير محذوفى كرد ، گفت تقدير آن است كه : و ما أدريك ما اقتحام العقبة إنّها من ( 3 ) فكّ رقبة أو اطعام ، تو چه دانى اى محمّد كه اين عقبه به چه گذارند ، به اين چيزها كه در عقب آيت هست : از فكّ رقبت و طعام دادن مسكين على حذف المضاف و اقامة المضاف إليه مقامه لدلالة الكلام عليه چه اگر اين تقدير نكنند معنى مستقيم نشود . حق تعالى گفت : اقتحام اين عقبه و باز گذاشتن او به اين توان كردن كه اين تكاليف را امتثال كنند ، منها : * ( فَكُّ رَقَبَةٍ ) * ، از آن جمله آن كه گردن [ 130 - ر ] آن كه در بند بندگى او باشد ، يا در بند وام يا ديت يا مانند اين باشد ، آزاد كند و بگشايد . و « فكّ » و « فتق » و « فرق » و « فلق » نظايراند . و قرّاء خلاف كردند در اين . ابن كثير و ابو عمرو و كسائي و رشاد ( 4 ) و ابو رجاء و حسن بصرى بخواندند : و فكّ رقبة و أطعم ، على الفعل ، و رقبة منصوب بوقوع الفعل عليه . باقى قرّاء بر اسم خواندند مرفوع على انّه خبر المبتدإ المحذوف ( 5 ) ، تقديره هى فكّ رقبة أو
هامش
( 1 ) . آج : تكليف . ( 2 ) . آج يا . ( 3 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : هو . ( 4 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : و در شاذّ . ( 5 ) . كا ، آد ، گا : خبر مبتدا محذوف .
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 288 | دكتر محمد جعفر ياحقّى - دكتر محمد مهدى ناصح / الشيخ أبو الفتوح الرازي