ضحّاك و ابو صالح گفتند : مراد به « والد » آدم است ، و « ما ولد » يعنى فرزندان آدم .
ابو عمران الجونى ( 1 ) گفت : « و والد » ابراهيم ، « و ما ولد » فرزندانش . عكرمه و سعيد جبير گفتند : « و والد » آن كه او را فرزند باشد ، « و ما ولد » آن كه او را فرزند نباشد كه عاقر بود . و بر اين قول « ما » نفى باشد و معنى مستقيم نشود الَّا به اضمارى .
* ( لَقَدْ خَلَقْنَا الإِنْسانَ ) * ، اين جواب قسم است ، گفت [ 126 - پ ] : به حقّ اين چيزها كه ما آدمى را در شدّت و سختى و مقاسات و مكابده آفريديم . اوّل مضيق رحم بود ، آنگه در بند قماط بود ، آنگه در بند مكتب و تعلَّم ، آنگه در بند تكليف ، آنكه در بند انواع مصايب و حوادث تا اين همه را مكابدت و مقاسات مىكند .
عبد اللَّه عبّاس گفت : في نصب و تعب . حسن گفت : مكابدت مىكند شدايد دنيا و آخرت را ، و روايتى دگر از او آن است [ كه ] ( 2 ) : مكابدت شكر كند بر سرّاء و مكابدت صبر كند بر ضرّاء . عمرو بن دينار گفت : مراد آن است كه دندانهاى او به درد آيد . و اصل « كبد » در لغت شدّت باشد و غلظت ، يقال : تكبد اللبن اذا غلظ ، و منه الكبد لانه كالدم المتكبد ، مانند خونى بسته باشد ، قال لبيد :
[ يا ] ( 3 ) عين هلَّا بكيت اربداذ
قمنا و قام الخصوم في كبد
مجاهد و ابراهيم و عكرمه و عبد اللَّه شداد و عطيّه و ضحّاك گفتند : يعنى [ في ] ( 4 ) انتصاب قامة و اعتدال خلق ، ما آدمى را قايم منتصب آفريديم ، منبطح ( 5 ) نيافريديم . عبد اللَّه عبّاس گفت : هيچ حيوان نيافريد خداى تعالى منتصب مگر آدمى را ، و الَّا جمله بر چهار پاى روند و بيشتر . مقاتل گفت : في قوّة ، و مراد به انسان اسيد بن كلدة بن اسيد بن خلف است و او را ابن الأشدين گفتندى ، و او به قوّت به صفتى بود كه اديمى عكاظى بياوردندى ، او پاى بر آن جا نهادى ، به ده
هامش
( 1 ) . كا ، آد ، گا : ابو عمران الجوينى .
( 2 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 4 - 3 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به كا افزوده شد .
( 5 ) . آج : مسطَّح .