حجّ مفرد است . و گفتند : شفع عباداتى است مكرّر چون نماز و روزه و زكات ، و وتر عبادتى است كه يك بار باشد چون حج .
و قرّاء خلاف كردند در اين لفظ . حمزه و كسائى و خلف و أعمش و يحيى « وتر » خواندند به كسر « واو » و باقى قرّاء به فتح « واو » خواندند ، و هر دو لغت [ است ، و فتح لغت ] ( 1 ) اهل حجاز است ، و كسر لغت باقى عرب ، و اين عامتر است و معروفتر .
* ( وَاللَّيْلِ إِذا يَسْرِ ) * ، و به حقّ شب چون رود . قتاده گفت : إذا جاء و اقبل ، چون روى نهد . مجاهد و كلبي گفتند : شب مزدلفه است ، و قرّاء در اين لفظ خلاف كردند . مدنيان و ابو عمرو « يسرى » خواندند به « يا » در حال وصل ، و اين قراءت قتيبه و نصير است از كسائى ، و ابو عبيد ( 2 ) گفت : [ كسائى ] ( 3 ) در اوّل در حال وصل بى « يا » خواندى و در حال وقف با « يا » ، آنگه از آن رجوع كرد و در هر دو حال بى « يا » خواند براى آن كه سر آيت است ، و اين قراءت ابن عامر است و عاصم و اختيار ابو عبيد ( 4 ) اتّباعا للمصحف . و ابن كثير و يعقوب فى حالتى الوصل و الوقف بى « يا » خواندند . و خليل احمد علَّت حذف « يا » اتّفاق سر آيت گفت ، و اهل معانى گفتند : مراد آن است [ 115 - پ ] كه به حقّ شب كه در او روند ، من باب قولهم : ليل قائم و نهار صائم . فرّاء گفت : عرب « يا » بسيار بيفگنند و اكتفا كنند به كسره ، چنان كه مهتد و المتعال ، قال الشّاعر :
كفّاك كف ما تليق درهما
جودا و اخرى تعط بالسيف دما
اراد تعطي فاكتفى بالكسرة عن الياء ، و قال آخر :
ليس تخفى يسارتي قدر يوم ( 5 )
و لقد تخف شيمتى اعسارى
هامش
( 3 - 1 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 4 - 2 ) . آج : ابو عبيده .
( 5 ) . اساس و همهء نسخه بدلها : قومى ، چاپ شعرانى ( 12 / 76 ) : يوما ، با توجّه به منابع شعرى تصحيح شد .