من الكلّ على اختلاف اقوال المفسّرين فيه .
و قوله : ( 1 ) * ( ذاتِ الْعِمادِ ) * ، در او خلاف كردند . بعضى گفتند : ذات القوّة و الشّدة و الصلابة ، خداوند قوّت و سختى ، و اين قول ( 2 ) آنان است كه گفتند : ارم ، نام مرد است يا نام قبيله . مقداد روايت كرد كه رسول - عليه السلام - گفت : از قوم عاد مردان بودند كه چون ايشان را با حيى و قبيلهاى خصومتى بودى هر يكى از ايشان بيامدى و سنگى عظيم از كوه بكندى بر طول و عرض آن قبيله و بياوردى و به سر ايشان فروگذاشتى و هلاك كردى ايشان را .
كلبي گفت : طول هر يكى از ايشان چهار صد گز بودى . و گفتند : عرب مرد دراز را معمّد گويند تشبيها لعظامه باعمدة الخباء . و بعضى دگر گفتند : * ( ذاتِ الْعِمادِ ) * ، خداوند ستون ( 3 ) ، و اين قول آنان است كه گفتند : نام ارم بقعه و مدينه است ، و براى آن « ذات العماد » خواند ايشان را كه بدوى بودند اهل خيمه به انتجاع رفتندى به طلب آب و گياه ، چون بيافتندى آن جا مقام كردندى . و بر اين تفسير شايد تا إرم نام قبيله باشد . و چون به اسم بقعه و مدينه كنند ، مراد به « عماد » ستونهاى بنا باشد . كلبي گفت : إرم نام پدر زبرين ( 4 ) است از پدران عاد و ثمود [ 116 - پ ] ، و اهل سواد و جزيره از ايشانند ، ايشان را عاد إرم گفتند و ثمود إرم .
خداى تعالى عاد و ثمود را هلاك كرد و اهل سواد و جزيره بماندند ، و ايشان اهل و بر ( 5 ) بودند - اهل خيمه و طالب آب و گياه بودند . و در شاذ ضحّاك خواند : أرم ذات العماد ، أى هلاك ذات العماد . و الأرم الهلاك ، يقال : أرم الشىء يأرم أرما إذا هلك ، و هم از او روايت كردند كه خواند : إرم ذات العماد ، أى اهلكها و جعلها رميما ، يعنى هلاك كرد قوم عاد را . و گفتند : براى آن « ذات العماد » خواند ايشان
هامش
( 1 ) . اساس : لها ، با توجّه به آج تصحيح شد .
( 2 ) . اساس و اين نام ، با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد .
( 3 ) . آد ، گا : خداوندان استون .
( 4 ) . آج : بزرگترين .
( 5 ) . كا : دير .