عرفه . و أبو ايوب روايت كرد كه رسول را پرسيدند از « شفع » و « وتر » ، گفت : شفع عرفه است و عيد ، و وتر شب عيد است . عمران بن حصين گفت از رسول - عليه السلام - كه او گفت : شفع و وتر نماز است ، بعضى از آن جفت و بعضى از آن تاق ( 1 ) . عبد اللَّه زبير گفت : شفع نفر اوّل است ، و وتر نفر دوم .
مروان الفزارىّ گفت عبد اللَّه زبير را ديدم بر منبر مكّه مىگفت : [ يا ] ( 2 ) معشر الحاجّ ! از ره دور و نزديك آمدهاى ( 3 ) با ضعف و قوّت ، شبها نخفتهاى ( 4 ) و روزها نياسودهاى ( 5 ) و خويشتن رنجور كردهاى ( 6 ) ، نبايد تا حجّ خود باطل گردانى ( 7 ) و ندانى ( 8 ) به نظرى كه بنگرى ( 9 ) يا چيزى كه بگوى ( 10 ) ، يا چيزى كه بگيرى ( 11 ) ، يا گامى كه بنهى ( 12 ) . يا اهل مكّه [ 114 - پ ] ! فراخ دارى ( 13 ) بر حجّاج آنچه خدا بر شما فراخ كرده است ، و اعانت كنى ( 14 ) ايشان را به آنچه يارى خواهند كه اينان وفد خدايند و حجّاج خانهء خدايند ، و ايشان را بر شما حقّ است .
مردى بر پاى خاست از جانب زمزم و گفت : بگو تا ليالى عشر كدام است ؟
و « شفع » و « وتر » چيست ؟ گفت : امّا ليالي عشر دههء ذى الحجّه است ، و امّا شفع و وتر قوله : فَمَنْ تَعَجَّلَ فِي يَوْمَيْنِ فَلا إِثْمَ عَلَيْه وَمَنْ تَأَخَّرَ فَلا إِثْمَ عَلَيْه ( 15 ) ، يعنى در نفر اخير گفت بگو تا يوم الحجّ الاكبر كدام است ؟ گفت : روز عيد نحر است .
مجاهد و مسروق و ابو صالح گفتند : شفع كه جفت است هر چيز است كه
هامش
( 1 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : طاق .
( 2 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 3 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : آمدهايد .
( 4 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : نخفته .
( 5 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : نياسوده .
( 6 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : رنجور كرده .
( 7 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : كنيد .
( 8 ) . آج : ندانيد .
( 9 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : بنگريد .
( 10 ) . بگوى / بگوييد .
( 11 ) . بگيرى / بگيريد .
( 12 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : بنهيد .
( 13 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : داريد .
( 14 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : كنيد .
( 15 ) . سورهء بقره ( 2 ) آيهء 203 .