و قال ( 1 ) :
و ما المرء الَّا كالشّهاب وضوءه
يحور رمادا بعد ما هو ساطع
آنگه گفت : * ( بَلى ) * ، آرى - ردّا عليه - يعنى نه چنان است كه او گمان برد . او با نزديك ما آيد و حساب او كرده شود كه خداى تعالى به احوال او عالم است ( 2 ) .
* ( فَلا أُقْسِمُ بِالشَّفَقِ ) * ، آنگه گفت : قسم مىكنم به شفق . مجاهد گفت : مراد به « شفق » همهء روز است ، گفت : بيانش قوله في مقابلته « و الليل » . عكرمه گفت :
بقيّت روز خواست ، و باقى مفسّران گفتند : مراد سرخى است كه بر جاى آفتاب بماند چون آفتاب فرو شود .
و در لغت « شفق » اسمى است مشترك ميان حمره و بياض ، و بيشتر فقها و اهل علم بر آنند كه « شفق » حمره است و آن اوّل نماز خفتن باشد ، و آخر وقت نماز شام به روايت اصحابان ( 3 ) ما ، و اين قول عبد اللَّه مسعود است و عبد اللَّه زبير [ 89 - ر ] و عبد اللَّه عمر و عبادهء صامت و شدّاد بن أوس و أنس مالك و أبو قتاده انصارى و ابو هريره و جابر عبد اللَّه انصارى از جمله صحابه ، و از تابعين :
سعيد بن المسيّب و سعيد جبير و طاووس و عبد اللَّه دينار و مكحول ، و از فقها :
مالك و اوزاعي و شافعى و ابو يوسف و ابو ثور و ابو عبيد و احمد و اسحق .
بعضى دگر گفتند : بياض باشد ، و اين قول عمر و عبد العزيز است و مذهب ابو حنيفه ، و قول اوّل مذهب اهل البيت است و قول درست آن است براى اجماع اهل البيت و صحابه و قول عامّهء اهل علم و شواهد لغت . فرّاء گفت : از عرب شنيدم كه جامهء سرخ را تشبيه كردند به شفق ، و قال ( 4 ) :
احمر اللون كمحمرّ الشّفق
و قال آخر :
هامش
( 1 ) . آج و ديگر نسخه بدلها الاخر .
( 2 ) . كا ، آد ، گا و دانا .
( 3 ) . آج ، كا : اصحاب .
( 4 ) . تفسير قرطبى ( 19 / 275 ) الشّاعر .