گردد كه كرده باشد جزا گيرد بر آن .
آنگه بر سبيل وعظ و زجر و ترغيب و ترهيب گفت : * ( فَأَمَّا ) * ( 1 ) * ( مَنْ أُوتِيَ كِتابَه بِيَمِينِه ) * ، امّا آنان را كه نامه به دست راست دهند ( 2 ) علامت آن بود كه او را شمار آسان خواهند كردن . راوى خبر گفت كه رسول - عليه السلام - گفت :
من يحاسب يعذب
، هر كه را حساب كنند عذاب كنند . گفتند : يا رسول اللَّه نه خداى مىگويد :
* ( فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتابَه بِيَمِينِه ، فَسَوْفَ يُحاسَبُ حِساباً يَسِيراً ) * ، گفت : آن عرض بر حساب باشد ، من نوقش ( 3 ) الحساب عذّب ، هر كه با او مناقشت كنند در حساب و خورد نگرشى او را عذاب كنند [ 88 - ر ] .
* ( وَيَنْقَلِبُ إِلى أَهْلِه مَسْرُوراً ) * ، او با اهل و منزل خود شود شادمانه .
* ( وَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتابَه وَراءَ ظَهْرِه ) * ، و امّا آن كس كه او را نامه از پس پشت دهند . مجاهد گفت : دست چپ او از پس پشت بيرون آرند و نامه به دو دهند .
* ( فَسَوْفَ يَدْعُوا ثُبُوراً ) * ، او ثبور و ويل خواند ، گويد : و اويلا و اهلاكاه ، ايشان را گويند : لا تدعوا اليوم ثبورا واحدا و ادعوا ثبورا كثيرا .
* ( وَيَصْلى سَعِيراً ) * ، و به دوزخ باز تفسد ، يعنى به دوزخ سوخته شود . ابو جعفر خواند و كوفيان جز كسائى بفتح الياء على اضافة ( 4 ) الفعل إلى الفاعل ، و اين اختيار ابو عبيد است لقوله : إِلَّا مَنْ هُوَ صالِ الْجَحِيمِ ( 5 ) ، و قوله : يَصْلَى النَّارَ الْكُبْرى ( 6 ) .
و باقى قرّاء « يصلى » خواندند على الفعل المجهول ، و اين اختيار ابو حاتم است ، لقوله : ثُمَّ الْجَحِيمَ صَلُّوه ( 7 ) ، و قوله : وَتَصْلِيَةُ جَحِيمٍ ( 8 ) .
* ( إِنَّه كانَ فِي أَهْلِه مَسْرُوراً ) * ، آنگه گويند او در خانهء خود و در ميان اهل و
هامش
( 1 ) . اساس ، آج : و امّا ، با توجّه به ديگر نسخه بدلها و ضبط قرآن مجيد تصحيح شد .
( 2 ) . كا ، آد ، گا : فسوف يحاسب حسابا يسيرا .
( 3 ) . آج و ديگر بدلها فى .
( 4 ) . اساس : اصالة ، با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 5 ) . سورهء صافات ( 37 ) آيهء 163 .
( 6 ) . سورهء اعلى ( 87 ) آيهء 12 .
( 7 ) . سورهء حاقّه ( 69 ) آيهء 31 .
( 8 ) . سورهء واقعه ( 56 ) آيهء 94 .